بخش ۳۴ - فصل (بر ممدوح چه چیزها لازم است؟) غزالی
امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات
چون کسی را مدح کنند باید که از عجب و از کبر حذر کند و از خطر خاتمت بیندیشد که آن هیچ کس نداند و هرکه از دوزخ نرهد سگ و خوک از وی فاضلتر. و هیچ کس این نداند که رسته است و باید که باز اندیشد که اگر مادح جمله اسرار وی بداند مدح وی نگوید. به شکر مشغول باشد که حق تعالی باطن وی بر وی بپوشید و باید که کراهیت اظهار کند چون ثنای وی گوید و به دل نیز کاره باشد.
یکی را از بزرگان ثنا گفتند. گفت، «بارخدایا ایشان همی نمی دانند و تو همی دانی» و دیگری را مدح گفتند. گفت، «بارخدایا این مرد به من تقرب همی کند به چیزی که دشمن داری. تو را گواه گرفتم که به تو تقرب می کنم به دشمنی وی». و علی رضی الله عنه را ثنا گفتند گفت، «یارب مرا مگیر بدانمچه همی گویند از ثنای من بدانچه همی ندانند و مرا بهتر از آن کن که ایشان همی پندارند». و یکی علی رضی الله عنه را دوست نداشت بر وی ثنا گفت به نفاق گفت، «من کمتر از آنم که بر زبان داری و بیشتر از آنم که به دل داری».
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
وقتی کسی را ستایش میکنند، باید از خودپسندی و کبر دوری کند و به خطرات پایانی زندگی بیندیشد که هیچکس از آن آگاه نیست. همچنین، هیچکس نمیداند که آیا از آتش دوزخ رهایی یافته یا نه. اگر مدحکنندگان تمام اسرار او را بدانند، دیگر ستایشش نمیکنند و باید به شکرگزاری مشغول باشد زیرا خداوند باطن او را پنهان کرده است. همچنین، کسی از بزرگان گفت: "خداوندا، آنها نمیدانند و تو میدانی." و دیگری گفت: "خداوندا، این مرد به من نزدیک میشود به وسیله چیزی که تو نظر خوشی به آن نداری." همینطور علی (علیهالسلام) زمانی که ستایشش کردند، گفت: "خداوندا، مرا به خاطر آنچه میگویند مجازات نکن و من را بهتر از آنچه که میپندارند قرار بده." یکی دیگر که علی (علیهالسلام) را دوست نداشت، به او مدح گفت و علی فرمود: "من کمتر از آنم که تو میگویی و بیشتر از آنم که در دل داری."