نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۳ - پیدا کردن حقیقت حسد غزالی

امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات

بدان که حسد آن بود که کسی را نعمتی رسد، آن را کاره باشی و زوال آن نعمت را خواهان باشی. این حرام باشد به دلیل اخبار و به دلیل آن که کراهیت در قضا و حکم آفریدگار است و خبث باطن است که نعمتی که تو را نخواهد بود، دیگری را زوال خواستن آن به جز از خبث نباشد لیکن اگر آن را زوال نخواهد و خود را مثال آن خواهد و آن نعمت را کاره نباشد، آن را غبطت و منافسه نیز گویند و این اگر در کاری دینی باشد محمود و باشد که واجب بود که حق تعالی می فرماید، «و فی ذلک فلینا فس المتنافسون» و گفت که «سابقوا الی مغره من ربکم» یعنی خویشتن را در کار دین در پیش یکدیگر افکنید. و رسول (ص) گفت، «حسد نیست مگر اندر دو چیز. یکی مردی که حق سبحانه و تعالی او را علمی و مالی دهد و اندر مال خویش به علم کار همی کند. و دیگری را علم و زهد بی مال دهد. گوید اگر مرا نیز مال بودی و همان کار کردمی. هردو اندر مزد برابرند و اگر مال در معصیت نفقه کند و دیگری گوید اگر مرا نیز بودی هم آن کردمی، هردو در بزه برابر باشند. پس این منافسه را نیز حسد گویند، ولکن در وی هیچ کراهیت نعمت دیگری نیست و کراهیت نعمت دیگران خود روا نیست مگر نعمتی به ظالمی و فاسقی رسد که آلت فساد و ظلم وی باشد. روا بود که زوال آن نعمت خواهد و به حقیقت نابودن ظلم و فسق خواسته باشد نه زوال نعمت را. نشان آن بود که اگر توبه کند آن کراهیت نماند و دوام آن نعمت خواهد. و اینجا دقیقه ای است که کسی را نعمت دادند و وی خویشتن را آن نعمت بر دل وی مثل آن خواهد. چون نبود باشد که تفاوت را کاره باشد، پس برخاستن تفاوت به زوال سبکتر باشد و از بماندن نعمت و بیم آن بود که طبع از این بایست خالی نبود. ولیکن چون این را کاره باشد و چنان که اگر به دست وی کردندی آن نعمت از وی بنگردانیدی، بدان مقدار که در طبع باشد، ماخوذ نبود.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

حسد به معنای آرزو کردن از بین رفتن نعمتی است که به کسی رسیده و فرد حسود خود را در آن نفع نبیند. این عمل حرام است و از نظر اخلاقی ناپسند محسوب می‌شود. در مقابل، اگر فردی بخواهد که خود نیز به نعمت‌های مشابه دست یابد بدون اینکه آرزوی زوال نعمت دیگری را داشته باشد، این وضعیت «غبطت» نامیده می‌شود و در امور دینی حتی می‌تواند مورد ستایش باشد. پیامبر اکرم (ص) فرموده است حسد در دو حالت مجاز است: اول زمانی که فردی علم و مال دارد و به راه درست از آن استفاده می‌کند و دوم وقتی که دیگری آرزو کند اگر مال داشت، همان کارها را انجام می‌داد. اما اگر کسی با مال خود به معصیت بپردازد و دیگری تصور کند اگر او هم مال داشت، همین کار را انجام می‌داد، در اینجا نیز حسد وجود دارد. در نهایت، آرزوی زوال نعمت دیگری تنها در صورت ظلم و فساد آن نعمت مجاز است، چراکه در این حالت هدف حقیقی از بین بردن ظلم و فساد است نه خود نعمت.