نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۹ - فصل (چشم آخرت نه چون چشم دنیا بود) غزالی

امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات

همانا گویی که معرفت در دل بود و دیدار در چشم. این چگونه بود؟ بدان که دیدار را دیدار از آن گفته اند که به کمال رسیدن خیال بود. نه بدان که در چشم بود که اگر دیدار در پیشانی آفریدندی هم دیدار بودی. پس در جای وی آویختن فضول بود، بلکه چون لفظ دیدار آمده است و ظاهر آن چشم است باید که اعتقاد کنی که در آخرت چشم را اندر آن نصیب بود و بدانی که چشم آخرت نه چون چشم دنیا بود که این چشم جز به جهت نبیند و آن چشم بی جهت بیند.

و بیش از این روا نیست عامی را که از این گوید و بحث کند. که این بر قدر قوت وی نیست. که در درودگری کار بوزینه نیست. و هر دانشمند که رنج در فقه و حدیث و تفسیر برده است در این معنی هم عامی است و این نه کار وی است، بلکه آن که رنج در کلام برده است هم در حقیقت این عامی است، چه متکلم شحنه و بدرقه عامی است، تا آنجا که عامی اعتقاد کرده است وی به حدیث بر وی نگاه دارد و شر مبتدع از وی دفع می کند و راه آن در جدل بداند، اما معرفت خود گویی دیگر است و اهل آن گروهی دیگرند و چنین سخن نه در خور این کتاب است. آن اولیتر که بدین اقتصار کنیم.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به موضوع معرفت و دیدار اشاره شده است. بیان شده که دیدار به معنای کمال خیال است و فقط به چشم مربوط نیست. اگر دیدار در پیشانی هم باشد، باز هم معنای واقعی خود را دارد. بنابراین، در آخرت، انسان نگاهی دارد که متفاوت از چشم دنیوی است، زیرا چشم دنیوی محدود به چیزهای خاصی است اما چشم آخرت بی‌محدودیت خواهد بود. متن می‌گوید که بحث در این موضوع برای افراد عادی مناسب نیست و تنها کسانی که در دانش‌های دینی مانند فقه و حدیث تلاش کرده‌اند می‌توانند این موضوع را درک کنند. همچنین، اشاره می‌شود که معرفت واقعی ویژه گروه خاصی از افراد است و بحث‌های عمیق‌تر در این زمینه در این کتاب مناسب نیست.