بخش ۱۱۱ - پیدا کردن سبب پوشیدگی معرفت حق تعالی غزالی
امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات
بدان که چیزی که شناختن وی متعذر شود از دو سبب بود: یکی آن که پوشیده باشد و روشن نبود. و دیگر آن که بغایت روشن باشد و چشم طاقت آن ندارد. و بدین سبب است که خفاش به زور هیچ نبیند و به شب بیند، نه از آن که به شب چیزها ظاهر است، لکن به روز بس ظاهر است و چشم وی ضعیف است. پس دشواری معرفت حق تعالی از روشنی است که از بس روشن است دلها طاقت دریافت آن نمی دارد و روشنی و ظهور حق تعالی بدان شناسی که قیاس کنی که اگر خطّی نبشته بینی یا جامه ای دوخته، هیچ چیز نزدیک تو روشن تر از قدرت و علم و حیوه و ارادت کاتب و یا درزی نباشد که این فعل وی این صفات را از باطن وی چنان روشن گرداند که علم ضروری حاصل آید.
اگر خدای تعالی در همه عالم یک مرغ بیش نیافریدی، هر که در وی نگریدی وی را کمال علم و قدرت و جلال صانع وی ضروری شدی که دلالت این از دلالت خط بر کاتب ظاهرتر است، ولکن هرچه در وجود است از آسمان و زمین و حیوان و نبات و سنگ و کلوخ بلکه هرچه آفریده است و در وهم و خیال آید همه یک صفت است که گواهی همی دهد بر جمال صانع. و از بسیاریِ دلیل و روشنی پوشیده است که اگر بعضی فعل وی بودی و بعضی نبودی آنگاه ظاهر بودی، چون همه یک صفت شد پوشیده شد.
و مثل این آن که هیچ چیز روشن تر از آفتاب نیست که همه چیزبه وی ظاهر شود، ولکن اگر آفتاب به شب فرو نشدی و یا به سبب سایه محجوب نشدی هیچ کس ندانستی که بر روی زمین مثلا نوری هست که جز سفیدی و سبزی و رنگهای دیگر ندیدندی. گفتندی پیش از این نیست. پس این که بدانستند که نور چیزی است بیرون الوان که الوان بدان پیدا شود از آن بود که به شب الوان پوشیده شد و در سایه پوشیده تر بود از آن که در آفتاب. پس از ضد وی را بشناختند؟
همچنین اگر آفریدگار را غیبت و عدم ممکن بودی، آسمان و زمین برهم اوفتادی و ناچیز شدی آنگاه وی را به ضرورت بشناختدی، لکن چون همه چیزها یک صفت است در شهادت و این شهادت بر دوام است و بس روشن است، پس از روشنی پوشیده شده است. و دیگر آن که در کودکی این در چشم قرار گرفته است. در وقتی که عقل این نبوه است که شهادت این بشنود. چون خو فرا کرد و الف گرفت پس از شهادت آگاهی نیابد مگر حیوانی غریب بیند یا بنایی غریب، آنگاه بی اختیار وی سبحان الله از دهان وی بجهد که شهادت آن آگاهی به دل وی دهد پس هرکه را چشم ضعیف نیست هرچه بیند از صنع او بیند نه از آن جنس که آسمان و زمین است، بلکه از آن بیند که صنع وی است، چنان که کسی که خطی بیند نه از آن روی که خبر است و کاغذ که این چنین کسی بیند که خط نداند بلکه از آن روی که خط منظوم است تا در وی کاتب را می بیند، چنان که در تصنیف منصف را بیند نه خط و چون چنین شد در هرچه نگر خدای را بیند که هیچ چیز نیست که نه صنع وی است، بلکه همه عالم تصنیف و صنعت وی است. اگر خواهی در چیزی نگری که نه از وی است و نه به وی ایت نتوانی، و همه به زبان فصیح که آن را زبان حال گویند گواهی می دهند به کمال و قدرت و جمال و عظمت وی، و از این روشنتر هیچ چیز نیست ولکن عجز خلق از این ضعف ایشان است.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی دشواری در شناخت حق تعالی میپردازد و دو دلیل عمده برای این دشواری را مطرح میکند: یکی عدم وضوح و پوشیدگی و دیگری شدت روشنایی که بعضی دلها تحمل آن را ندارند. مانند خفاش که در شب میبیند، ولی در روز نمیتواند، به این دلیل که چشمش برای نور روز ضعیف است. نویسنده بر این باور است که شناخت حق تعالی به شدت روشنایی او وابسته است؛ بهطوریکه شناخت صفات او مانند علم و قدرت آنقدر واضح است که اگر در نظر یک مرغ یا هر موجود دیگری قرار بگیرد، به وضوح کمال صانع را درک میکند. وجودات و مخلوقات عالم نیز گواهی بر جلال و جمال حق تعالی میدهند، اما از آنجا که همه آنها یک صفت دارند، این وضوح گاهی میتواند پوشیدگی ایجاد کند. به عنوان مثال، همانطور که نور خورشید در روز قابل مشاهده است اما به شب به گونهای دیگر درمیآید، شناخت حق تعالی نیز میتواند در شرایط خاصی روشنتر و در شرایط دیگر نتواند به آسانی درک شود. در نهایت، نویسنده بیان میکند که هر موجودی واقعیت و آفرینش الهی را بهطور واضح نشان میدهد و اگر انسانها درک درستی از این آفرینش داشته باشند، میتوانند به کمال و عظمت حق تعالی پی ببرند.