نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۷ - فصل (دعا مناقض رضا نیست) غزالی

امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات

گروهی گفته اند که شرط رضا آن است که دعا نکنی و هر چه نیست از خدای نخواهید و بدانچه هست راضی باشید و بر معصیت و فسق انکار نکنید که آن نیز قضای خدای تعالی است. و در شهری که معصیت غالب باشد یا وبا و بلا نگریزید که این گریختن بود از قضا و این همه خطاست. اما دعا رسول (ص) کرده است و گفته که دعا مخ عبادت است. و به حقیقت آن سبب است که در دل رقت و شکستگی و تضرع و عجز و تواضع و التجاء به حق تعالی پدید آید. و این همه صفات محمود است. و چنان که خوردن آب تا تشنه نشود و خوردن نان تا گرسنه نشود و پوشیدن جامه تا سرما دفع کند خلاف رضا نبود، پس دعا کردن تا بلا برود همین باشد، بلکه هرچه آن را سببی ساختند و بدان فرموده مخالف آن فرمان بر خلاف رضا بود به حکم وی. اما رضا دادن به معصیت چگونه روا بود و از آن نهی آمده است و گفته که هرکه بدان رضا دهد اندر آن شریک بود. و گفته است اگر بنده ای را به مشرق بکشند کسی به مغرب رضا دهد اندر آن شریک است، پس هرچند که معصیت قضای خدای تعالی است ولکن وی را دو روی است: یکی تا بنده داند که این به اختیار وی است و نشان آن است که وی ممقوت حق است و یکی تا بداند که به قضا و تقدیر حق تعالی است، پس بدان وجه که قضا کرده است که عالم از معصیت و کفر خالی نباشد بدین رضا باید داد، اما بدان وجه که اختیار بنده است و صفت وی است و نشان آن است که خدای تعالی وی را دشمن دارد بدین رضا نباید داد و این متناقض نبود که اگر کسی را دشمنی بمیرد که نیز دشمن او بود هم اندوهگین شود و هم شاد، ولکن به وجهی اندوهگین شود و به وجهی دیگر اندوهگین نشود و متناقض آن وقت بود که هر دو از یک وجه بود. و هم چنین از جایی که معصیت غالب بود مهم است گریختن، چنان که گفت، «اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها».

و همیشه سلف از چنین شهر که معصیت سرایت کند و اگر نکند عقوبت آن سرایت کند، چنان که گفت، «واتقوا فتنه لا تصیبین الذین ظلموا منکم خاصه» گریخته اند، و اگر کسی جایی بود که چشم وی تا به نامحرمی افتد، از آنجا بگریزد این مخالف رضا نبود و اگر در شهر قحط بود و تنگی روا بود که بشود، مگر که طاعون بود که از آن نهی است، که اگر تندرستان بشنوند، بیماران ضایع مانند. اما دیگر بلاها چنان نیست، بلکه اسباب چنان که نهاده است به جای می باید آورد، بر وفق فرمان و بدان چه حکم وی بود، پس از آن که فرمان به جای آوردی راضی می باید بود و می باید دانست که خیرت در آن است.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به بحث درباره مفهوم رضا و دعا در برابر قضا و قدر الهی پرداخته شده است. برخی معتقدند که برای رسیدن به رضا باید دعا نکرد و به آنچه هست راضی بود، حتی اگر معصیت در جامعه حاکم باشد. اما این دیدگاه مورد نقد قرار گرفته و تاکید شده که دعا به عنوان عبادت است و نشانی از ناتوانی و تواضع انسان در برابر خداوند. در ادامه توضیح داده شده که رضا به معصیت پذیرفته نیست و انسان باید از معصیت فاصله بگیرد، حتی اگر بدان محرومیت‌ها و مشکلاتی برآید. قضا و قدر الهی دو جنبه دارد: یکی انتخاب و اختیار انسان و دیگری حکمت و تقدیر الهی. بنابراین، در شرایطی که معصیت حاکم است، از آن مکان باید فرار کرد و به دنبال محیطی بهتر بود. اما پس از استفاده از اسباب و انجام دستورهای خداوند، انسان باید به وضعیت موجود راضی باشد و باور کند که خیر او در آن است.