نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۴ - درجات طول امل غزالی

امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات

بدان که خلق اندر این متفاوتند: کس بود که آن خواهد که همیشه در دنیا می بود. چنان که حق تعالی گفت، «یود احدهم لو یعمر الف سنه» و کس بود که خواهد که پیر شود و کس بود که یک سال امید بیش ندارد تدبیر سال دیگر نکند، و کس بود که روزی بیش امید ندارد، تدبیر فردا نکند. چنان که عیسی (ع) گفت، «اندوه روزی فردا مبرید، که اگر اجل مانده باشد، روزی مانده باشد، و اگر زندگانی نمانده باشد رنج روزی دیگران چه کشی؟»

و کس باشد که یک ساعت نیز امید ندارد، چنان که رسول (ص) تیمم کرد به وقت آب تاختن که نباید که به آب نرسد. و کس بود که مرگ در پیش چشم وی باشد و هیچ غایب نبود، چنان که رسول (ص) معاذ را پرسید از حقیقت ایمان وی. گفت، «هیچ گام برنگرفتم که نپنداشتم که دیگر برنگیرم».

و اسود حبشی نماز می کردی و از هر جایی می نگریدی. گفتندی چه می نگری؟ گفتی، «تا ملک الموت از کدام سو فراز آید».

و در جمله خلق در این متفاوتند و هرکه امید یک ماه بیش ندارد وی را فضل است آن که امید چهل روز دارد مثلا و اثر آن در معاملت وی پیدا آید که کسی را دو برابر باشد غایب. یکی تا ماهی دو رسد و یکی تا سالی. تدبیر کار این کند که تا ماهی می آید و در تدبیر آن دیگر تاخیر کند. پس هر کسی باشد که پندارد که کوتاه امل است، ولکن نشان آن شتاب و مبادرت است به عمل و به غنیمت داشتن یک نفس که مهلت می دهند. چنان که رسول (ص) گفت، «پنج چیز بیش از پنج چیز به غنیمت گیرید: «جوانی پیش از پیری و تندرستی پیش از بیماری و توانگری پیش از درویشی و فراغت پیش از شغل و زندگانی پیش از مرگ». و گفت، «دو نعمت است که بیشتر خلق مغبونند در آن: تندرستی و فراغت».

و رسول (ص) چون اثر غفلتی دیدی از صحابه،منادی کردی میان ایشان که مرگ آمد و آورد اما شقاوت و اما سعادت. و حذیفه می گوید، «هیچ روز نیست که نه بامداد منادی می کند که ای مردمان الرحیل، الرحیل». و داوود طایی را دیدند که به شتاب می شد به نماز. گفتند، «این چه شتاب است؟» گفت، «لشکر در شهر است. منتظر منند». یعنی مردگان گورستان تا مرا نبرند برنخواهند خاست از اینجا. ابوموسی اشعری به آخر عمر جهد بسیار همی کرد. گفتند، «اگر رفق کنی چه بود؟» گفت، اسب را که بدوانند همه جهدهای خویش به آخر میدان بکند و این آخر میدان عمرم است که مرگ نزدیک رسید، از این جهد هیچ بازنگیرم».

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به موضوع ناپایداری زندگی و تفاوت انسان‌ها در نگرش به مرگ و امید به آینده پرداخته شده است. هر فردی بنا به شرایط و طرز فکر خود، مدت زمانی که امیدوار به زندگی است را متفاوت می‌بیند؛ برخی تنها به یک روز یا یک سال امید دارند و برخی دیگر می‌خواهند سال‌ها در دنیا بمانند. به خصوص، ذکر شده که پیامبران و اولیای الهی چگونه در هر لحظه مراقب بودند و از مرگ غافل نمی‌شدند. در نهایت، توجه به ارزش زمان و فرصتی که در زندگی داریم، به عنوان یک نعمت مهم یاد شده است. پیامبر اسلام نیز به اهمیت غنیمت شمردن زمان و داشتن تندرستی و فراغت تاکید کرده‌اند، چرا که این دو نعمت بیشتر مردم را فریب می‌دهد. اوضاع جهانی و قریب‌الوقوع بودن مرگ، انسان‌ها را به تلاش و کوشش در زندگی ترغیب می‌کند.