نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳ - فصل (خیر تمامترین علم است و شر تمامترین جهل) غزالی

امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات

بدان که هرچه خلق آن را خیر داند از سه حال بیرون نبود: یا خوش است در حال یا سودمند است در مستقبل یا نیکوست در نفس خویش. و هر چه آن را شر دانند یا ناخوش است در وقت یا زیانکار است در مستقبل یا زشت است در نفس خویش. پس خیر تمامترین آن است که این همه در وی جمع است که هم خوش است و هم نیکو و هم سودمند است و این نیست مگر علم و حکمت.

و شر تمامترین جهل است که هم ناخوش است و هم زشت و هم ریانکار. و بدان که هیچ چیز از علم خوشتر نیست لکن نزدیک کسی که دل وی بیمار نبود. و بدان که جهل درد کند در حال ناخوش بود که هر که چیزی نداند و خواهد که داند درد جاهلی خویش می باید و جهل زشت است ولکن این زشتی در وی ظاهر نیست اما در درون دل است که صورت دل را کوژ گرداند. و این از زشتی ظاهر زشت تر است.

و چیز بود که نافع بود ولکن ناخوش بود چون بریدن انگشت از بیم آن که دست تباه شود. و چیز بود که از وجهی سود دارد و از وجهی زیان، چون کسی که مال به دریا اندازد و چون کشتی غرقه خواهد شد تا خویشتن سلامت یابد.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

متن بیان می‌کند که هر چیزی که انسان آن را خیر بداند، ممکن است در یکی از سه حالت باشد: یا در آن لحظه خوشایند است، یا در آینده سودمند خواهد بود، یا خود به ذات نیکو است. در مقابل، چیزهایی که شر محسوب می‌شوند، یا در حال حاضر ناخوشایند هستند، یا در آینده زیانبار خواهند بود، یا ذاتاً زشت هستند. در این راستا، بهترین خیر، علم و حکمت است که تمامی ویژگی‌های خوب را دارد. از سوی دیگر، شر به دلیل جهل به وجود می‌آید که هم ناخوشایند و هم زشت است. جهل در ظاهر ممکن است خود را نشان ندهد، اما در باطن آسیب می‌زند. همچنین، برخی از کارها ممکن است نافع باشند اما ناخوشایند به نظر آیند، مانند بریدن انگشت برای حفظ سلامتی دست. در نهایت، تصمیماتی وجود دارند که از یک سو سودمند و از سوی دیگر زیانبار هستند، مانند انداختن پول در دریا برای نجات از غرق شدن.