نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل سیزدهم غزالی

امام محمد غزالی / عنوان اول - در شناختن نفس خویش

نمودگاری از شرف گوهر آدمی که آن را دل گویند، در راه معرفت بشناختی اکنون بدان که از روی قدرت وی را نیز شرفی است که آن هم از خاصیت ملایکه است و حیوانات دیگر را آن نباشد و آن آن است که همچنان که عالم اجسام مسخر است ملایکه را تا به دستوری ایزد تعالی، چون صواب بینند، و خلق را بدان محتاج بینند، باران آورند و به وقت بهار و باد انگیزند و حیوانات را در رحم و نبات را در زمین صورت کنند و بیارایند و به هر جنسی از این کارها، گروهی از ملایکه موکل اند دل آدمی نیز که از جنس گوهر ملایکه است، وی را نیز قدرتی داده اند تا بعضی از اجسام عالم مسخر وی اند.

و عالم خاص هر کسی تن وی است و تن مسخر دل است که معلوم است که دل در انگشت نیست و علم ارادت نیست و چون دل بفرماید انگشت بجنبد و چون در دل صورت خشم پدید آید، عرق از هفت اندام گشاده شود و این چون باران است و چون صورت شهوت در دل پدید آید، بادی پدید آید و به جانب آلت شهوت شود و چون اندیشه طعام خوردن کند، آن قوتی که در زیر زبان است به خدمت برخیزد و آب ریختن گیرد تا طعام را تر کند، چنان که بتوان خورد.

و این پوشیده نیست که تصرف دل در تن روان است و تن مسخر دل است، و لکن بباید دانست که روا بود که بعضی از دلها شریفتر و قویتر بود و به جواهر ملایکه ماننده تر بود که اجسام دیگر، بیرون تن وی مطیع وی گردند تا هیبت وی مثلا بر شیری افتد، شیر مطیع و زبون گردد و همت در بیماری بندد بهتر شود و هم بر تن درستی افکند بیمار شود، و اندیشه در کسی افکند تا به نزدیک وی آید، حرکتی در باطن آن کس پدیدار آید و همت در آن بندد که باران آید، بیاید این همه ممکن است به برهان عقلی و معلوم است به تجربت و آن که او را چشم زدگی گویند و سحر گویند، هم از این باب است، و از جمله تاثیر نفس آدمی است در اجسام دیگر تا نفسی که حسود خبیث باشد مثلا ستوری نیکو ببیند، به چشم حسد در آن ستور نگرد و هلاک وی توهم کند، آن ستور در وقت هلاک شود، چنان که در خبر است: «العین تدخل الرجل القبر و الجمل القدر».

پس این نیز از عجایب قدرت دل است و این چنین خاصیت چون کسی را پدید آید، اگر داعی خلق باشد معجزه گویند و اگر داعی نباشد کرامات گویند اگر در کار خیر باشد، آن کس را نبی گویند یا ولی و اگر در کار شر باشد آن کس را ساحر گویند و سحر و کرامات و معجزات از خواص قدرت دل آدمی است، اگر چه میان ایشان فرقهای بسیار است، که این کتاب بیان آن احتمال نکند.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده در این متن به بیان مقام و شرافت دل آدمی می‌پردازد و آن را در ارتباط با ملایکه و قدرت آن‌ها می‌داند. دل آدمی از نوعی گوهر ملایکه است و قدرتی دارد که بر برخی اجسام عالم مسلط شود. او توضیح می‌دهد که چگونه دل بر بدن تسلط دارد و تغییراتی در بدن ایجاد می‌کند، مانند عرق کردن به هنگام خشم یا احساس شهوت. نویسنده همچنین به این نکته اشاره می‌کند که برخی دل‌ها ممکن است قوی‌تر و شریف‌تر باشند و بتوانند بر اجسام دیگر اثر بگذارند، مانند اینکه بر شیر هیبت بگذارند یا بر صحت فرد بیمار تأثیر بگذارند. او به مصادیق این تأثیرات، از جمله چشم‌زخم و سحر، اشاره می‌کند و نتیجه می‌گیرد که تأثیرات مختلف دل بر دیگر اجسام می‌تواند به عنوان معجزه، کرامت یا سحر شناخته شود، بسته به نیات و کارهای فرد. در نهایت، او تأکید می‌کند که این مباحث دارای تفاوت‌هایی هستند که نیاز به توضیح بیشتر دارد.