نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل دوم غزالی

امام محمد غزالی / عنوان سوم - در معرفت دنیا

پس وی را در دنیا به دو چیز حاجت است، یکی آن که دل را از اسباب هلاک نگاه دارد، و غذای وی حاصل کند و دیگر آن که تن را از مهلکات نگاه دارد و غذای وی حاصل کند.

و غذای دل معرفت و محبت حق تعالی است که غذای هر چیزی مقتضی طبع وی باشد که آن خاصیت وی بود و از پیش پیدا کرده آمد که خاصیت دل آدمی این است و سبب هلاک وی آن است که به دوستی چیزی جز حق تعالی مستغرق شود و تعهد تن برای دل می باید که تن فانی است و دل باقی و تن دل را همچون اشتر است حاجی را در راه حج که اشتر برای حاجی باید، نه حاجی را برای اشتر و اگر چه حاجی را به ضرورت تعهد اشتر باید کرد به علف و آب و جامه تا آنگاه که به کعبه رسد و از رنج وی برهد، ولکن باید که تعهد اشتر به قدر حاجت کند، پس اگر همه روزگار در علف دادن و آراستن و تعهد کردن وی کند، از قافله باز ماند و هلاک شود همچنین آدمی اگر همه روزگار در تعهد تن کند تا قوت وی به جای دارد و اسباب هلاک از وی دور دارد، از سعادت خویش باز ماند.

و حاجت تن در دنیا سه چیز است: خوردنی برای غذاست و پوشیدنی و مسکن برای سرما و گرما تا اسباب هلاک از وی باز دارد پس ضرورت آدمی از دنیا برای تن بیش از این نیست، بلکه اصول دنیا خود این است و غذای دل معرفت است و هرچند بیش باشد بهتر و غذای تن طعام است و اگر زیادت از حد خویش بود، سبب هلاک گردد اما آن است که حق تعالی شهوتی بر آدمی موکل کرده است تا متقاضی وی باشد در طعام و مسکن و جامه تا تن وی که مرکب وی است هلاک نشود و آفرینش این شهوت چنان است که بر حد خویش بنایستد و بسیار خواهد و عقل را بیافریده است تا وی را بر حد خویش بدارد و شریعت را بفرستاده است بر زبان انبیا (ع) تا حدود وی پیدا کند لیک این شهوت به اول آفرینش بنهاده است در کودکی که به وی حاجت بود و عقل از پس آفریده است پس شهوت از پیش جای گرفته است و مستولی شده و سرکشی همی کند عقل و شرع پس از آن بیامد تا همگی وی را به طلب قوت و جامه و مسکن مشغول نکند و بدین سبب خود را فراموش نکند و بداند که این قوت و جامه برای چه می باید و وی خود در این عالم برای چیست و غذای دل که زاد آخرت است فراموش نکند، پس از این جمله حقیقت دنیا و آفت دنیا و غرض دنیا بشناختی، پس اکنون باید که شاخه ها و شعبه های دنیا بشناسی.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در زندگی، انسان به دو چیز نیاز دارد: اول، نگه‌داری دل از چیزهای هلاکت‌آور و تأمین غذای روح، که این غذا معرفت و محبت به خداوند است. دوم، حفظ بدن از خطرات و تأمین نیازهای جسمی. غذای دل، معرفت و عشق به خدا است و اگر انسان به دوستی چیزهای غیر از خدا مشغول شود، هلاک می‌شود. همچنین، بدن باید برای خدمت به دل نگهداری شود، زیرا بدن فانی و دل باقی است. بدن مانند شتری است که حاجی در سفر نیاز دارد؛ نباید همه توجه به شتر معطوف شود، بلکه باید به مقصود سفر یعنی کعبه توجه کرد. نیازهای جسمی انسان در دنیا محدود است به غذا، پوشاک و مسکن تا از خطرات دور بماند. خداوند شهوت را در انسان قرار داده تا او را به تأمین غذا و مسکن وادار کند، اما این شهوت باید تحت کنترل عقل و شرع باشد. در نهایت، انسان باید به یاد داشته باشد که هدف از تأمین نیازهای جسمی چیست و نباید غذای دل را که زاد آخرت است فراموش کند. اکنون باید به شناخت عمیق‌تری از دنیا و چالش‌های آن پرداخته و جوانب مختلف آن را شناسایی کند.