نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل پنجم غزالی

امام محمد غزالی / عنوان چهارم - در معرفت آخرت

از این جمله بشناختی که حقیقت جان آدمی قایم است به ذات خویش بی قالب و اندر قوام ذات خویش مستغنی است از قالب و معنی مرگ نه نیستی وی است بلکه معنی آن انقطاع تصرف وی است از قالب و معنی حشر و نشر و بعث و اعاده، نه آن است که وی را پس از نیستی با وجود آورند، بلکه آن، است که وی را قالب دهند، بدان معنی که قالبی را مهیا قبول تصرف وی کنند یک بار دیگر، چنان که در ابتدا کرده بودند و این بار آسانتر بود که اول هم قالب می بایست آفرید و هم روح و این بار خود روح بر جای خویش است اعنی روح انسانی، و اجزاء قالب نیز بر جای خویش است و جمع آن آسان تر از اختراع آن از آنجا که نظر ماست و از آنجا که حقیقت است، صفت انسانی را به فعل الهی راه نیست که آنجا که صفت دشواری نباشد، آسانی هم نیست.

و شرط اعادت آن نیست که هم آن قالب که داشته است با وی دهند که قالب مرکب است و اگرچه اسب بدل افتد، سوار همان باشد و از کودکی تا پیری خود بدل افتاده باشد اجزای وی با اجزایی دیگر و وی همان بود پس کسانی که این شرط کردند تا برایشان اشکالها خاست و از آن جوابهای ضعیف دادند، از آن تکلف مستغنی بودند که ایشان را گفتند که مردمی مردمی بخورد، همان اجزا اجزاء این دیگر شود، از این دو با کدام دهند؟ و اگر عضوی از وی ببرند و آنگاه طاعتی کند، چون ثواب یابد، این عضو بریده هم با وی باشد یا نه؟ اگر با وی نباشد، در بهشت بی چشم و بی دست و بی پای چگونه بود؟ و اگر با وی باشد، آن اعضا را در این عالم انبازی نبود در طاعت و عمل، در ثواب چگونه انباز بود؟ و از این جنس ترهات گویند و جواب تکلیف کنند و بدین همه حاجت نیست چون حقیقت اعادت نیست که با همه قالب حاجت نیست و این اشکال از آن خاست که پنداشتند که توئی و تو و حقیقت تو قالب تو است، چون آن بعینه بر جای نباشد، آن نه تو باشی، بدین سبب در اشکال افتد و اصل این سخن به خلل است.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره حقیقت انسان و مفهوم مرگ و حیات پس از مرگ است. نویسنده می‌گوید که حقیقت جان آدمی مستقل از قالب جسمانی‌اش وجود دارد و مرگ به معنای نیستی نیست، بلکه به معنی قطع ارتباط روح از جسم است. همچنین، واژه‌هایی مانند حشر و نشر به معنای دادن قالب جدید به روح است و این کار آسان‌تر از آفرینش اولیه است. نویسنده به این اشاره می‌کند که شرط اعاده روح بعد از مرگ این نیست که همان جسم قدیمی به آن داده شود، زیرا جسم همواره دچار تغییر و تحول است. او به نقد نظرات افرادی می‌پردازد که معتقدند روح تنها با جسم اصلی‌اش می‌تواند به حیات پس از مرگ ادامه دهد و این برداشت را اشتباه می‌داند. در نهایت، او اشاره می‌کند که پندار انسان به عنوان قالب جسمانی‌اش، باعث بروز مشکلات و تردید در فهم حقیقی خود می‌شود.