نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۳۰ حافظ

حافظ شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل

بر آب نقطهٔ شرمش مدار بایستی

ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش

چرا تهی ز می خوشگوار بایستی

وگر سرای جهان را سر خرابی نیست

اساس او به از این استوار بایستی

زمانه گر نه زر قلب داشتی کارش

به دست آصف صاحب عیار بایستی

چو روزگار جز این یک عزیز بیش نداشت

به عمر مهلتی از روزگار بایستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ارزش‌هایی مانند صداقت، خلوص و زیبایی درونی اشاره می‌کند. او می‌گوید اگر گدایی (شخصی بی‌چیز) نگین و گوهر پاکی داشته باشد، نباید آن را در آب، که نشانه از دست رفتن ارزش‌هاست، بیفکند. همچنین به این نکته تأکید می‌کند که اگر کسی از روح و قلب سالمی برخوردار باشد، مهم نیست که دنیا چه بر او می‌گذرد و باید شکرگزار مهلت زندگی باشد. در نهایت، او بر این باور است که تجربه‌های دوران زندگی اگر با نیت خالص همراه نباشد، ارزشی نخواهد داشت.