نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۹ حافظ

حافظ شیرازی / قطعات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد

دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد

ذروهٔ کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع

راهروان وهم را راه هزار ساله باد

ای مه برج منزلت چشم و چراغ عالمی

بادهٔ صاف دایمت در قدح و پیاله باد

چون به هوای مدحتت زهره شود ترانه‌ساز

حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد

نه طبق سپهر و آن قرصهٔ ماه و خور که هست

بر لب خوان قسمتت سهلترین نواله باد

دختر فکر بکر من محرم مدحت تو شد

مهر چنان عروس را هم به کفت حواله باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و تمجید از مقام و منزلت فردی خاص می‌پردازد. شاعر به زیبایی و بلندی مقام او اشاره می‌کند و او را همچون قمر و نور جهان معرفی می‌کند. او همچنین از دشمنی‌ها و حسادت‌هایی که ممکن است به او برخورد کند صحبت می‌کند و آرزو دارد که زندگی‌اش پر از خوشی‌ها و فراوانی‌ها باشد. شعر به نوعی ابراز محبت و ارادت به شخص مورد نظر است و به خصوصیات زیبا و مثبت او تأکید می‌کند.