نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ حافظ

حافظ شیرازی / اشعار منتسب / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخر

تو نیز ای دیده خوابی کن، مراد دل بر آر آخر

منم یا رب که جانان را ز ساعد بوسه می‌چینم

دعای صبحدم دیدی که چون آمد به کار آخر؟

مراد دنییٖ و عُقبیٖ به من بخشید روزی‌بخش

به گوشم قول چنگ اولی، به دستم زلف یار آخر

چو باد از خرمنِ دونان، ربودن خوشه‌ای تا چند؟

ز همت توشه‌ای بردار و خود تخمی بکار آخر

نگارستان چین دانم، نخواهد شد سَرایت لیک

به نوکِ کِلکِ رنگ‌آمیز، نقشی می‌نگار آخر

دلا در مُلک شبخیزی، گر از اندوه نگریزی

دَم صُبحت بشارتها، بیارَد ز آن دیار آخر

بُتی چون ماه زانو زد، میی چون لعل پیش آورد

تو گویی تائبم حافظ، ز ساقی شرم دار آخر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ماجرای عشق و اشتیاق به معشوق اشاره دارد. شاعر از احساسات عمیق خود سخن می‌گوید و به درد و رنج‌های انتظار اشاره می‌کند. او می‌خواهد از شب تاریک اندوه فاصله بگیرد و به بامداد امید و بشارت‌ها برسد. شاعر به زیبایی و اهمیت لحظات شیرین عشق اشاره می‌کند و تمایل دارد تا در این دنیای غم و اندوه، از شادی و زیبایی عشق بهره‌مند شود. در نهایت، او از خدای خود طلب می‌کند تا به او کمک کند و به مقصودش برسد.