شمارهٔ ۳۹ حافظ
حافظ شیرازی / اشعار منتسب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جای حضور و گلشن امن است این سرای
زین در به شادمانی و عیش و طرب در آی
ای کاخ دولتی ز چه خاکی؟ که مدرج است
در شاخسار گلشن تو سایهٔ همای
هر صبح در هوای درت میکند صبوح
جمشید تخت چرخ به جام جهاننمای
فرخنده نوگل تو چمن را حیاتده
جعد بنفشهٔ تو صبا را گرهگشای
خورشید در هوای تو چون ذره پایکوب
جمشید در حریم تو چون بندگان بپای
حافظ مقیم درگه او باش و عیش کن
کاندر بهشت بهتر از این گوشه نیست جای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف یک باغ زیبا و امن میپردازد و از آن به عنوان مکانی برای خوشی و شادمانی یاد میکند. شاعر به زیباییهای باغ و گلها اشاره میکند و همچنین به قدرت و عظمت جمشید و خورشید که در آن مکان قرار دارند. او پیشنهاد میکند که در این مکان خوشایند زندگی کرده و از زندگی لذت ببرد، زیرا اینجا بهشت است و بهتر از آن جایی وجود ندارد. در نهایت، حافظ خود را در این مکان و در کنار زیباییهایش میبیند و دعوت به شادی و سرور میکند.