نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر که آمد در جهان پست و رفت

رشتهٔ الفت ز ما بگسست و رفت

مرگ صیاد است و، صیدش آدمی است

کو که زین صیاد، سالم جست و رفت؟

عمر ما، همچون نسیم صبحگاه

آمد و از پا دمی ننشست و رفت

آدمی را، تن طلسم جان بود

عاقبت میبایدش بشکست و رفت

وقت آن کس خوش که چون اهل صفا

از قیود زندگانی رست و رفت

خرم از سر منزل کثرت گذشت

آنکه شد از جام وحدت مست و رفت

هیچکس با خویشتن چیزی نبرد

هر که بودش هر چه داد از دست و رفت

نظم را عقد گهر بگسسته بود

لیکنش (صابر) به هم پیوست و رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع گذرایی زندگی و فناپذیری انسان‌ها می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هر کس که به دنیا می‌آید، به سرعت می‌رود و ارتباطات قلبی و محبت‌ها به مرور از بین می‌روند. مرگ به‌مثابه‌ی صیاد است و انسان‌ها صید آن به شمار می‌آیند. عمر انسان مانند نسیمی است که می‌وزد و نمی‌ایستد. در نهایت، تن انسان محدودیت‌هایی دارد که به ناچار باید آنها را ترک کند. در این بین، اشاره می‌شود کسانی که از قید و بندهای دنیوی رها می‌شوند، خوشبخت‌ترند و به مقام‌های بالاتر می‌رسند. شعر به صورت کلی بر موقت بودن زندگی و نیاز به ترک تعلقات دنیوی تأکید دارد.