نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید

در فقر و تنگدستی، دلشاد بود باید

هستی گرت تمناست رو نیستی طلب کن

خواهی وصال شیرین، فرهاد بود باید

باید ز دامن دل، گرد تعلق افشاند

باری در این گذرگه، چون باد بود باید

پای طلب فرو کوب تا پی بری بمقصد

هست آرزوی صیدت، صیاد بود باید

در پیش ناز جانان، باید نیاز بردن

در کار عشقبازی، استاد بود باید

هر چند زاد عاشق، خون دل است در راه

(صابر) به ره تو را نیز این زاد بود باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی و ترویج آزادی روح و دل از قید و بندهای دنیوی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که انسان باید حتی در فقر و کمبود، شاد باشد و اگر به دنبال وجود و خواسته‌های دنیوی است، بهتر است به دنبال عدم وجود برود تا به وصال محبوب برسد. او همچنین تاکید می‌کند که باید از تعلقات دنیوی دوری کرد و در مسیر خواسته‌ها ثابت قدم بود. شاعر به عشق و نیاز به معشوق اشاره کرده و می‌فرماید که اگرچه عشق ممکن است دردآور باشد، صبر و استقامت در این راه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در نهایت، این شعر به مفهوم عشق و تلاش در راه رسیدن به آن می‌پردازد و بر اهمیت صبر و اراده در این مسیر تاکید می‌کند.