پایان کتاب حمیدالدین بلخی
حمیدالدین بلخی / سفرنامهٔ منظوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مجلس او چو خلد باقی باد
کوثرش جام و حور ساقی باد
مسند از قدر او مزیّن باد
صدر را ذات او معیّن باد
مدد او ز آب حیوان باد
مدد او ز آب حیوان باد
آفرینش همیشه بر در باد
سفته طبع منش به زیور باد
شکرِ آزادگان شکارش باد
در حوادث خدای یارش باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مقام و جایگاه والای یک فرد خاص است. شاعر آرزو میکند که مجلس او مانند بهشت باشد و از هر نعمت و زیبایی بهرهمند گردد. او بر این باور است که ذات آن فرد، پشتیبانی و کمک خداوند را دارد و در مواجهه با حوادث، یاری خداوند با او خواهد بود. همچنین به آزادگان و شکارچیان طبع آزاد اشاره میکند که شکرگزاری برای او لازم است. در نهایت، شاعر خواستار ادامهدار بودن آفرینش و زیباییها در زندگی اوست.