نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح بهرام شاه گفته است سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خه بنا میزد این جهان نگرید

خوشی باغ و بوستان نگرید

تاج یاقوت ارغوان بینید

تخت مینای گلستان نگرید

خاک را زنده کرد باد از لطف

ای عجب این دم روان نگرید

زنده زو شد جهان و او بیمار

این توانای ناتوان نگرید

چه گله است از شکوفه و سبزه

که به پروین آسمان نگرید

شکر ایزد همی کند سوسن

آن یکی گوی ده زبان نگرید

قدح لاله سرنگون بینید

قمع یاسمین ستان نگرید

جام بر کف گل جوان خندید

ای جوانان در این جوان نگرید

طبع گل نازکست رنگ آرد

هان و هان سوی او نهان نگرید

تا بدانید قدر فصل بهار

در گران جانی خزان نگرید

اعتدال بهار در گذر است

عدل شه دایم است آن نگرید

شاه بهرامشه که دولت گفت

کای رعایا خدایگان نگرید

گر همی عمر جاودان طلبید

در شهنشاه جاودان نگرید

گفتهای حسن جهان بگرفت

فر مدح شه جهان نگرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌ها و شادی‌های جهان و طبیعت می‌پردازد. شاعر به توصیف باغ و بوستان، رنگ‌ها و شکوفه‌ها می‌پردازد و به زندگی و تحولاتی که در طبیعت رخ می‌دهد اشاره می‌کند. او به تعجب از این که چگونه همه چیز در حال زندگی و سرزندگی است، اما خود جهان به خوشی‌هایش نگاه نمی‌کند. از طرفی، شاعرانگی و هنر زندگی، عشق و لذت‌ها را به تصویر می‌کشد و به اهمیت قدردانی از فصل بهار در مقابل زوال خزان اشاره دارد. در نهایت، با یادآوری قدرت و جاودانی که در شاه بهرامشه نهفته است، به مدح او و وضعیت سپاسگزاری از زندگی و وجود اشاره می‌کند.