شمارهٔ ۴۸ - وله سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس
ابوالمحاسن عبدالصمد که بخت آمد
بنای دولت و دین را قوی نهاد اساس
کشیده تیغ چو مهر است عزم او در حرب
گشاده چشم چو چرخ است حزم او در پاس
زهی ضمیر چو بحرم فشانده بر سر تو
هزار گوهر معنی بصد هزار اساس
گشاده لطف تو چون ابر دیدهای امید
کشیده عنف تو چون برق چشمهای هراس
از آنکه صاحب سری روا بود که ترا
ز سر دلها یک یک خبر دهد انفاس
بکنه فضل و بزرگی نه ابن عم توام
ز مقتضای کرم قدر ابن عم بشناس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که درباره شخصیت و ویژگیهای فردی به نام عباس صحبت میکند. شاعر به تشبیههایی زیبا اشاره میکند و میگوید که نتیجه و خروجی عباس همچون دریا است و بر خلاف انتظارها، حقیقتی عمیق را نمایان میکند. همچنین، از صفاتی چون قدرت، حکمت و اراده او در جنگ و پاسداری یاد میکند و عظمت و لطف او را تشبیه میکند به ابرها و برق. شاعر همچنین به ارتباط نزدیک و اهمیت عباس در دلهای مردم اشاره میکند و او را به عنوان شخصیتی با فضل و بزرگی معرفی میکند که شایسته محبت و احترام است.