شمارهٔ ۹۴ - نیز در مدح همو گوید سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الاهات خمرا کالعندم
کانک ما زجتها من دم
می در غمی خور اگر در غمی
که شادی فزاید همی در غمی
یلوح سناها علی و جنتی
اذا انحدرت کاسها فی فمی
بتا نوش کن بابت نوش لب
شراب محرم اگر محرمی
فا هلا بسکری من مغنم
و تعسالصحوی من مغرم
خوشا گر تو با ما به هنگام گل
خرامی به هنگامه خرمی
فما اطیب الراح لاسیما
علی ذکر خاقان الاعظم
جلال دول شاه محمود خان
کزو یافت بنیاد دین محکمی
ملیک غدا بین جمع الملوک
به منزلة الفص فی الخاتم
چراغ بنی آدم و شمع ملک
که عالیست زو منصب آدمی
فیارب عمره فی ملکه
الی حین منقرض العالم
شده ختم بر فر او فرخی
شده وقف بر طبع او بیغمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل مورد نظر به نوشیدن شراب و لذت از زندگی در کنار شادی و غم اشاره دارد. شاعر به زیباییهای میگساری و شادیهای آن در کنار هم میپردازد و به یاد مقام والای پادشاه، محمود خان، اشاره میکند. او را همچون ستارهای در جمع پادشاهان توصیف میکند و از قدرت و جایگاه او در جامعه سخن میگوید. در نهایت، شاعر آرزوی زندگی طولانی و خوشبختی برای او دارد و بیان میکند که دوست دارد لحظات خوش را با دیگران شریک شود.