نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / اشعار عربی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یا بدیع الجمال قد اهویک

قلبی المبتلی تحیر فیک

بلغ الدمع و اصلاً لراه

یوم سوء هجرت من وادیک

لو ملکت الملاک ماء رضیٰ

بعد ما قد قدرت رق ملیک

قد حکاه الوشاهٔ من نصبی

فأتانی و فال ما یبکیک

قلت داء البعاد یا سکنی

قال وصلی رجوت أن یشفیک

و دنی من وسادتی و رویٰ

لی حدیثاً بلحظه الفتیک

قال ما تبغنی فقلتُ له

یا مسیحی مدامهٔ من فیک

فسقانی و قال لست تریٰ

میته بعدها لعمر أبیک

سُرّ قلب الحزین من رشأٍ

فبقی فارغاً عن التفکیک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دل‌تنگی برای معشوق است. شاعر از زیبایی معشوقش حرف می‌زند و بیان می‌کند که قلبش از شدت عشق و دوری از او حیران و پریشان است. او به روزی اشاره می‌کند که از معشوق هجرت کرده و این جدایی برایش خیلی سخت است. همچنین این احساسات را با تشبیه به نوشیدنی و مستی بیان می‌کند و به درد دوری از معشوق و امید به وصال اشاره می‌کند. در پایان، شاعر حس می‌کند که دلش از غم و اندوه خالی مانده است و دچار افسردگی و پریشانی شده است.