بخش ۶ - ذکر تلقین ارشادمآب استادی نوٌر الله مضجعه حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا داد روشن روانی سبق
که بادا به روحش تحیّات حق
که ای کودک، اخلاص را پیشه کن
معرّا، دل از نقش اندیشه کن
بدان رسم اخلاص آن حال را
که از خود نپنداری افعال را
توکل بود ترک آز و طلب
فرو بستن چشم جان از سبب
نه تجرید، تجرید تن از قباست
که تجرید، تجرید نفس از هواست
بود صوفی آن یار صافی ز عیب
که در دیده اش نیست جز نور عیب
فقیر آن بود در طریق فنا
که جز حق نیابد به چیزی غنا
محبت، فنا در بقای حق است
که بی چند و چون، هستی مطلق است
شراب محبت کسی نوش کرد
که خود را به کلّی فراموش کرد
بود سفله آن مست وعد و وعید
که حق را پرستد به بیم و امید
بدان تقوی، آن را که اقران تو
نگیرند در حشر، دامان تو
جوانمردی آن باشد ای نکته رس
که فردا نگیری تو دامان کس
بود عفو، اغماض جرم عباد
کرم آنکه، آن را نیاری به یاد
نشان حسب، ترک ما و منی ست
ز خود گر نیارد گذشتن، دنی ست
ز آبا نگردد نسب مکتسب
کند رفعت نفس، عالی نسب
نگیری زره باف جولاه را
نشانها بود مرد این راه را
به گفتن نمی گردد آزاد، رق
ز دعوی شود مدعی کی محق؟
اساس سلوک سبیل وصال
بود صدق اقوال و حسن فعال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعری درباره صفات و ویژگیهای انسانهای مخلص و سیر و سلوک در راه رسیدن به حقیقت و خداوند است. شاعر از خواننده میخواهد که به اخلاص و ترک خودخواهی توجه کند و اشاره میکند که توکل به خداوند یعنی رها کردن وابستگیها و چشمپوشی از علایق دنیوی. همچنین به این موضوع اشاره میکند که عشق حقیقی به خداوند باید منجر به فنا در ذات الهی شود و انسان را از وابستگی به دنیای مادی رها کند. شاعر نشان میدهد که صوفی واقعی، انسانی است که آلودگی و عیب را نمیبیند و فقر معنوی به معنای وابستگی فقط به حق است. او تأکید میکند که بهترین حالت انسان عفو و فراموشی گناهان دیگران است و نسبت به خود نیز باید بیخیال باشد. انتقاد به کسانی که تنها به دلیل ترس یا امید به پاداش خداوند عمل میکنند نیز در این متن مشهود است. در نهایت، شاعر بر اهمیت صدق گفتار و حسن رفتار در سلوک به سوی وصال الهی تأکید دارد، و میخواهد خواننده با طرز تفکر و سلوک صحیح به سوی حقیقت پیش برود.