بخش ۲۰ - اشارت به عدل و انصاف و ترک جور و اعتساف حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / صفیر دل / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
میازار تا می توانی کسی
که پرزورتر از تو دیدم بسی
برآورد گیتی از ایشان دمار
چریدند در مغزشان مور و مار
در آفاق دیدم بسی دیو و دد
که بنیادشان کند، بنیاد بد
چه یازی به بازو، چه نازی به چنگ؟
که فرداست در گردنت پالهنگ
چه بالی به خویش ای گیاه ضعیف؟
که فردا وزد تندباد خریف
گرفتم که گودرزی و گستهم
خورد استخوان تو را خاک هم
درخت نکو باش ای سربلند
چنان زی که در سایه ات خوش زیند
ترحم بر احوال افتاده کن
مشو در رهِ رهروان خار بن
نه دربند این ملک غدار باش
تو از نیکنامی جهاندار باش
جدا کن زهم، نیک و بد، مغز و پوست
مکافات هرکار دنبال اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به مفاهیم اخلاقی و اجتماعی پرداخته و بر اهمیت رفتار نیک و دوری از آزار و ظلم تأکید دارد. شاعر به خواننده یادآوری میکند که هرچند در زندگی افرادی قویتر از ما وجود دارند، اما باید از آزار دیگران خودداری کنیم. او به آسیبهای ناشی از بدی و ناپاکی اشاره کرده و تأکید میکند که باید در زندگی با اخلاق نیکو رفتار کنیم. همچنین، اشاره به عواقب کارهای خوب و بد نیز در این شعر وجود دارد و خواننده را به تفکر در مورد عواقب اعمالش دعوت میکند. در نهایت، بر اهمیت نیکنامی و رفتار عادلانه تأکید میشود.