بخش ۱ - بخوانندهٔ کتاب اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پس چه باید کرد؟ / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سپاه تازه برانگیزم از ولایت عشق
که در حرم خطری از بغاوت خرد است
زمانه هیچ نداند حقیقت او را
جنون قباست که موزون بقامت خرد است
به آن مقام رسیدم چو در برش کردم
طواف بام و در من سعادت خرد است
گمان مبر که خرد را حساب و میزان نیست
نگاه بندهٔ مؤمن قیامت خرد است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر با الهام از عشق و جنون در مسیر عرفان به توصیف جایگاه عشق و عقل میپردازد. او از سپاهی صحبت میکند که از عشق برانگیخته شده و بیان میکند که در این عشق، خرد نمیتواند بر آن تسلط یابد. شاعر به وضوح نشان میدهد که در این مقام و در آغوش عشق، سعادت و حقیقت را تجربه کرده و نمیگذارد که خرد، او را محدود کند. در نهایت، او تأکید میکند که نگاه یک مؤمن به حقیقت، در واقع همان خرد و درک واقعیتهای عمیقتری است که فراتر از عقل است.