بخش ۵ - ارکان اساسی ملیهٔ اسلامیه رکن اول: توحید اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / رموز بیخودی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در جهان کیف و کم گردید عقل
پی به منزل برد از توحید عقل
ورنه این بیچاره را منزل کجاست
کشتی ادراک را ساحل کجاست
اهل حق را رمز توحید ازبر است
در «اتی الرحمن عبدا»ٔ مضمر است
تا ز اسرار تو بنماید ترا
امتحانش از عمل باید ترا
دین ازو حکمت ازو آئین ازو
زور ازو قوت ازو تمکین ازو
عالمان را جلوه اش حیرت دهد
عاشقان را بر عمل قدرت دهد
پست اندر سایه اش گردد بلند
خاک چون اکسیر گردد ارجمند
قدرت او برگزیند بنده را
نوع دیگر آفریند بنده را
در ره حق تیز تر گردد تکش
گرم تر از برق خون اندر رگش
بیم و شک میرد عمل گیرد حیات
چشم می بیند ضمیر کائنات
چون مقام عبدهٔ محکم شود
کاسه ی دریوزه جام جم شود
ملت بیضا تن و جان لااله
ساز ما را پرده گردان لااله
لااله سرمایه ی اسرار ما
رشته اش شیرازه ی افکار ما
حرفش از لب چون بدل آید همی
زندگی را قوت افزاید همی
نقش او گر سنگ گیرد دل شود
دل گر از یادش نسوزد گل شود
چون دل از سوز غمش افروختیم
خرمن امکان ز آهی سوختیم
آب دلها در میان سینه ها
سوز او بگداخت این آئینه ها
شعله اش چون لاله در رگهای ما
نیست غیر از داغ او کالای ما
اسود از توحید احمر می شود
خویش فاروق و ابوذر می شود
دل مقام خویشی و بیگانگی است
شوق را مستی ز هم پیمانگی است
ملت از یک رنگی دلهاستی
روشن از یک جلوه این سیناستی
قوم را اندیشه ها باید یکی
در ضمیرش مدعا باید یکی
جذبه باید در سرشت او یکی
هم عیار خوب و زشت او یکی
گر نباشد سوز حق در ساز فکر
نیست ممکن این چنین انداز فکر
ما مسلمانیم و اولاد خلیل
از «ابیکم» گیر اگر خواهی دلیل
با وطن وابسته تقدیر امم
بر نسب بنیاد تعمیر امم
اصل ملت در وطن دیدن که چه
باد و آب و گل پرستیدن که چه
بر نسب نازان شدن نادانی است
حکم او اندر تن و تن فانی است
ملت ما را اساس دیگر است
این اساس اندر دل ما مضمر است
حاضریم و دل بغایب بسته ایم
پس ز بند این و آن وارسته ایم
رشته ی این قوم مثل انجم است
چون نگه هم از نگاه ما گم است
تیر خوش پیکان یک کیشیم ما
یک نما یک بین یک اندیشیم ما
مدعای ما مآل ما یکیست
طرز و انداز خیال ما یکیست
ما ز نعمتهای او اخوان شدیم
یک زبان و یکدل و یکجان شدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وحدت و توحید اشاره دارد و اهمیت عقل و درک انسان را در فهم حقایق جهان و دین بیان میکند. شاعر به دنبال منزلگاه عقل و کشف اسرار توحید است و تأکید میکند که برای درک درست از خداوند باید عمل کرد و به آموزههای دینی عمل نمود. شاعر اشاره میکند که اهل حق و ایمان رمز توحید را درک کردهاند و زندگی واقعی از طریق عمل به اصول دین و توحید، شکل میگیرد. در ادامه به تأثیرات توحید بر انسان اشاره میشود و اینکه چگونه افراد با ایمان در سایه توحید قویتر و بزرگتر میشوند و میتوانند از قدرت و حکمت الهی بهرهمند شوند. شعر بر اتحاد مسلمانان تأکید میکند و بیان میکند که همه باید در اندیشه و عمل یکدل و یکرنگ باشند تا به هدف مشترک خود برسند. بهطور کلی، این متن به ضرورت وحدت در عقیده و عمل میان مسلمانان و تأثیرات معنوی توحید بر زندگی و شخصیت انسان اشاره دارد.