نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - محاورهٔ تیر و شمشیر اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / رموز بیخودی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سر حق تیر از لب سوفار گفت

تیغ را در گرمی پیکار گفت

ای پریها جوهر اندر قاف تو

ذوالفقار حیدر از اسلاف تو

قوت بازوی خالد دیده ئی

شام را بر سر شفق پاشیده ئی

آتش قهر خدا سرمایه ات

جنت الفردوس زیر سایه ات

در هوایم یا میان ترکشم

هر کجا باشم سراپا آتشم

از کمان آیم چو سوی سینه من

نیک می بینم به توی سینه من

گر نباشد در میان قلب سلیم

فارغ از اندیشه های یأس و بیم

چاک چاک از نوک خود گردانمش

نیمه ئی از موج خون پوشانمش

ور صفای او ز قلب مؤمن است

ظاهرش روشن ز نور باطن است

از تف او آب گردد جان من

همچو شبنم می چکد پیکان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعاربه توصیف مفهوم حق و نبرد می‌پردازد. شاعر از تیغ و شمشیر به عنوان نمادهای قدرت و شجاعت یاد می‌کند و به جنگ و مبارزه اشاره دارد. او همچنین به خصلت‌های نیکویی و الهی اشاره می‌کند که در وجود او و دیگران نهفته است. شاعر عشق و اشتیاق خود را نسبت به حقیقت و ایمان بیان می‌کند و به تأثیراتی که این احساسات بر جان و روح او دارند اشاره می‌کند. او در نهایت به پاکی و روشنی دل مؤمنان تأکید می‌کند و از تأثیرات مثبت ایمان بر زندگی و رفتار انسان‌ها سخن می‌گوید.