بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
کف خاک مرا ساقی بباد فرودینی ده
ز مینائی که خوردم در فرنگ اندیشه تاریکست
سفر ورزیدهٔ خود را نگاه راه بینی ده
چو خس از موج هر بادی که می آید ز جا رفتم
دل من از گمانها در خروش آمد یقینی ده
بجانم آرزوها بود و نابود شرر دارد
شبم را کوکبی از آرزوی دل نشینی ده
بدستم خامه ئی دادی که نقش خسروی بندد
رقم کش این چنینم کرده ئی لوح جبینی ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حالت درونی خود و احساساتش میگوید. او از آبی یاد میکند که به او آرامش و تازگی میدهد و از ساقی میخواهد که خاک وجودش را زنده کند. همچنین به تاریکی اندیشهاش در فرنگ اشاره میکند و آرزو دارد که راه صحیح زندگیاش را ببیند. او مانند گیاهی است که با هر بادی تکان میخورد و دلش از گمانها در تپش و التهاب است. شاعر به آرزوهایش میبالد و میخواهد که شبش با یک ستاره آرزوها روشن شود. در پایان نیز از قلمی که به او داده شده سخن میگوید، که به او کمک میکند تا افکار و احساساتش را به تصویر بکشد و زندگیاش را ثبت کند.