بخش ۳ - دعا اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارب درون سینه دل با خبر بده
در باده نشئه را نگرم، آن نظر بده
این بنده را که با نفَسِ دیگران نزیست
یک آهِ خانهزاد مثالِ سَحر بده
سِیلم، مرا بجویِ تُنُکمایه ئی مَپیچ
جولانگهی بِوادی و کوه و کمر بده
سازی اگر حریف یم بیکران مرا
با اضطرابِ موج، سکونِ گُهَر بده
شاهینِ من بصیدِ پلنگان گذاشتی
همّتِ بلند و چنگل ازین تیزتر بده
رفتم که طایران حرم را کنم شکار
تیری که نافِکَنده فتد کارگر بده
خاکم به نورِ نغمهٔ داؤد برفروز
هر ذره مرا پر و بالِ شرر بده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعا و نجوای عارفانه شاعر اشاره دارد که از خداوند میخواهد درون دلش را روشن کند و به او الهام بخشد. شاعر به دنبال دلدادگی و عشق حقیقی است و میخواهد در بادهٔ عشق به راز و سرّ حقیقت دست یابد. او از خدا میخواهد که او را در جستجوی صدق و حقیقت هدایت کند و روحش را از نور دانایی پر کند. شاعر به تصویرسازیهای زیبایی از طبیعت و پرندگان در جستجوی آزادی و بلندی همت اشاره کرده و از خدا میخواهد که در این مسیر به او کمک کند و به او بال و پر بدهد.