نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ ایرج میرزا

ایرج میرزا / ابیات پراکنده / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

نیست جهان جز همین که با تو بگویم

روز و شبانی به یکدگر شده پیوند

خلق جهان هم اگر تو نیک بسنجی

هیچ برون نیستند از این گُرۀ چند

یاقوی ظالمند و عاجز مظلوم

............................ـند

عده‌ای از آنچه می‌ندارد غمگین

عدۀ دیگر از آنچه دارد خرسند

سر کوی تو باز سبز شوم

گر چو بیدم قلم قلم بکنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که تمام هستی و دنیا به نوعی به تو مرتبط است و روز و شب به هم پیوند خورده‌اند. او اشاره می‌کند که اگر به دقت نگاه کنی، تمام موجودات در این گره‌های متعدد به هم وابسته‌اند. همچنین به تضاد میان افراد اشاره می‌کند؛ عده‌ای از آنچه ندارند غمگین‌اند و عده‌ای دیگر از آنچه دارند خوشحال. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که اگر در کوی محبوبش باشد، مانند بید لوله‌کشی خواهد شد و در آنجا سبز خواهد شد.