نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - در ستایش نظام‌السلطنهٔ مافی و اسب خواستن از وی ایرج میرزا

ایرج میرزا / قصیده‌ها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خواب دیدم که خدا بال و پری داده مرا

در هوا قوّت سیر و سفری داده مرا

همچو شاهین به هوا جلوه‌کنان می‌گذرم

تیزرو بالی و تازنده پری داده مرا

هر کجا قصد کنم می‌رسم آنجا فی‌الفور

گویی از برق، طبیعت اثری داده مرا

نه تلگراف به گردم برسد نه تلفن

که خدا سرعت سیر دگری داده مرا

همه با چشم تحیّر نگرانند به من

بال و پر زیب و فر معتبری داده مرا

آنچنان بود که پنداشتم از این پر و بال

آسمان سلطنت مختصری داده مرا

جستم از خواب در اندیشه که تعبیرش چیست

از چه حق قوّهٔ فوق‌البشری داده مرا

من که در هیچ زمین تخم نیفشاندم پار

تا کنم فرض که اینک ثمری داده مرا

ده ندارم که بگویم بفزود آب قنات

زن ندارم که بگویم پسری داده مرا

مادرم زنده نباشد که بگویم شو کرد

باز حق در سر پیری پدری داده مرا

بندگی هیچ نکردم به خدا تا گویم

که به پاداش خدا گنج زری داده مرا

عاقبت دانش من راه به تعبیر نبرد

گرچه در هر فن ایزد گهری داده مرا

صبح دیدم که به سورانم و فرمانفرمای

اسب باتربیت باهنری داده مرا

والی مشرق کز خدمت او بار خدای

طبع از دریا زاینده‌تری داده مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در خواب می‌بیند که خدا به او بال و پری داده و این امکان را به او داده که مانند شاهین در آسمان پرواز کند. او احساس می‌کند که به هر جایی که بخواهد می‌تواند به سرعت برود و این سرعت را معجزه‌گری از طرف خدا می‌داند. دیگران با تحیر به او نگاه می‌کنند و او از ایمانی ویژه برخوردار شده است. اما وقتی از خواب بیدار می‌شود، در فکر تعبیر این خواب و این موهبت الهی است و به این نکته می‌رسد که با وجود نداشتن فرزندی یا ثروتی؛ این نعمت خاصی است که خدا به او داده است. در نهایت، او می‌فهمد که به واسطه علم و دانش خود نمی‌تواند تعبیر دقیقی از این خواب بیابد و به ناچار به زیبایی و مولفه‌های آن جامه عمل می‌پوشاند.