شمارهٔ ۱۷ - خوشامد به شاه در مهمانیِ وزیر ایرج میرزا
ایرج میرزا / قصیدهها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا شهنشاهِ جهان گردید مهمانِ وزیر
متّفق دید آسمان بختِ جوان با رایِ پیر
عمر ها پرورده شد در مرتعِ گردون حَمَل
تا چنین روزی شود طبخِ خدیوِ شیر گیر
شیرِ گردون کرد فر به خویش را تا آورند
شهریارِ پیل افکن را کباب از رانِ شیر
ثَور اندر چرخ باشد منتظر تا خواهدش
بهرِ قربانِ قدومِ شه وزیرِ بی نظیر
زین و زیر پیر و زین شاهِ جوان شایسته است
گر جوانی را ز سر گیرد همی گردونِ پیر
دولتِ ایران ز فّرِ کلک او و تیغِ این
زود یابد آرزویی را که در دل داشت دیر
خود به تیغ او بُوَد اقبال و نصرت پای بند
همچنان بر کلکِ این فضل و هنر شد دستگیر
شهریارا روزگارِ دولتت بادا دراز
آنچنان کاین چامه چون عمرِ عَدُویَت شد تقصیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره برگزاری مهمانی برای شاه و وزیر است. وزیر و شاه جوان به همراه هم در حال تدارک برای یک جشن بزرگ هستند که از اهمیت و نمادین بودن آن خبر میدهد. در این جشن، به خاطر پیروزیها و دستاوردهایشان، از گوشت شیر برای پذیرایی استفاده میشود. شاعر به قدرت و ارادهای که وزیر و شاه جوان دارند اشاره کرده و آرزو دارد که دولت آنها پایدار و موفق باشد. در نهایت، دعا میکند که دوران سلطنت شاه طولانی و خوشبختیاش برقرار باشد.