نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصل‌اللّه نوری ایرج میرزا

ایرج میرزا / قصیده‌ها / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

حُجَّةُ‌الاسلام کتک می‌زند

بر سر و مغزت دَگَنک می‌زند

گر نرسد بر دَگَنک دستِ او

دست به نعلین و چُسَک می‌زند

این دو سه گر هیچ کدامش نشد

با حَنَک و تحتِ حَنَک می‌زند

تا نشوی پاره، خبردار باش

گاه حَنَک را به هَتَک می‌زند

گر کمکت رستمِ دستان بود

هم به تو و هم به کمک می‌زند

ور بکند پا به میانی فلک

چوب به پاهای فلک می‌زند

چک‌زنِ سختی بود این پهلوان

ملتفتش باش که چک می‌زند

دستش اگر بر فکلی‌ها رسد

گوز یکایک به الک می‌زند

ور الکِ تنها کافی نشد

هم به الک هم به دولک می‌زند

گویند «آقا همه شب زیرِ جُل

از تو چه پوشیده، کَمَک می‌زند»

چون ببرد دست به سیخِ کباب

بر جگرِ ریش، نمک می‌زند

نَرمک‌نرمک به سرانگشت خویش

دیم‌دَدَدَک دیم‌دَدَدَک می‌زند

مختصراً هر شب در جوفِ پارک

یارو صد جور کلک می‌زند

حالا در حضرتِ عبدالعظیم

شیخ درِ دوز و کلک می‌زند

اِن شاء اللّه دو روزِ دگر

خیمه از آن جا به دَرَک می‌زند

منعش اگر کس نکند بی‌ریا

دست تصرّف به فَدَک می‌زند

وآن جگرِ نازُکَش از بهرِ پول

روزی صد مرتبه لَک می‌زند

مجلسِ شوراست که با دستِ حق

سیمِ بَدان را به محک می‌زند

هر جا خواهی به سلامت برو

ملّت اللّهُ مَعَک می‌زند

قافیه هر چند غلط شد ولی

شیخ ز بیکاری سگ می‌زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویری کنایه‌آمیز و طنزآمیز از رفتار یک شخصیت مذهبی (حجه الاسلام) می‌پردازد که به طور مکرر و با روش‌های مختلف به دیگران ضربه می‌زند و فشار می‌آورد. شاعر از اصطلاحاتی مثل "کتک زدن"، "حنک"، "چک زدن" و "کمک زدن" استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه این فرد به مردم آسیب می‌زند و مانع از آسایش آن‌ها می‌شود. شاعر همچنین به شکلی انتقادی به فعالیت‌های این شخصیت اشاره می‌کند و می‌گوید که این رفتار او از ناامیدی و بی‌کاری ناشی می‌شود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که این شخصیت در حال ایجاد اختلال و بی‌نظمی در جامعه است و نتایج رفتار او می‌تواند تبعات منفی به همراه داشته باشد.