شمارهٔ ۱۳ ایرج میرزا
ایرج میرزا / غزلها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز یاران آن قَدر بد دیدهام کز یار میترسم
به بیکاری چنان خو کردهام کز کار میترسم
شاپوییها خطرناکند و ترسیدن از آن واجب
ولی با این خطرناکی من از دستار میترسم
نه از مار و نه از کژدم نه زین پیمانشکن مردم
از آن شاهنشهِ بیدینِ خلقآزار میترسم
نمیترسم نه از مار و نه از شیطان نه از جادو
غم خود را به یک سو هشته از غمخوار میترسم
چو بیاصرار کار از دست مردم برنمیآید
چه کار آید ز دست من که از اصرار میترسم
فراوان گفتنیها هست و باید گفتنش امّا
چه سازم دور دور دیگرست از دار میترسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از ترسهایش میگوید. ابتدا از اینکه در میان یاران به بدیهای زیادی برخورده و حتی از دوستان خود میترسد. او به بیکاری عادت کرده و از کار کردن میترسد. همچنین از خطر شاپوییها هشدار میدهد، اما ترس اصلیاش از رفتارهای ظالمانه یک حاکم بیدین است. شاعر تأکید میکند که نه از مار و نه از شیطان نمیترسد، بلکه از خود غم و دردهایش هراسان است. او میگوید که کاری از دست مردم برنمیآید، و خودش هم از اقدام کردن میترسد. در پایان، او به وجود بسیاری از مسائل ناگفته اشاره میکند، اما به دلیل ترس از مشکلات نتوانسته آنها را بیان کند. در کل، شعر تلاشی است برای بیان احساس ناامیدی و ترس در دنیای پر از رنج و ظلم.