شمارهٔ ۱۴ ایرج میرزا
ایرج میرزا / غزلها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم
به زر و سیم خَرَد عشقِ بتان مردِ لئیم
عالمی پر بُوَد از رایحۀ مُشک و عبیر
مگر از پهلویِ زلفِ تو گذر کرد نسیم
بر بناگوشِ تو آن سنبل و سوسن باشد
یا که زلفست و بُوَد سنبل و سوسن به شمیم
یا که کردست خداوندِ ادب میر نظام
امتحانِ خطِ تعلیق به صد دایره جیم
خطّ بشکستهٔ او سختتر از عهدِ درست
قولِ سنجیدۀ او بهتر از دُرِّ یتیم
آن وزیری که چو بنشیند بر مسندِ بار
مشتری را کند آدابِ وزارت تعلیم
آن امیری که چو روی آرد در پهنۀ رزم
دلِ مرّیخ ز سهمش به هراس است و به بیم
قهرِ او پوست بدرّانَد بر پیکرِ شیر
مهر او روح ببخشایَد بر عَظمِ رَمیم
عیدِ قربان را با عزّت و اقبال بر او
فر خجسته بِکُناد ایزدِ دَیّانِ رحیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر عشق و زیبایی معشوق را ستایش میکند. او بیان میکند که عشق به معشوق بازرگانی از زر و سیم نیست، بلکه یک احساس عمیق است. معشوق او، با زلف و زیباییاش، به قدری جذاب است که نسیم را مجذوب خود کرده و عطر مشک و عبیر در فضا میپراکند. شاعر همچنین ویژگیهای انسانی مانند ادب و قدرت را در مقامهای اجتماعی یادآور میشود و به امید برکت و رحمت الهی در عید قربان برای آن شخص خاص دعا میکند. در نهایت، او به قدرت و مهر معشوق اشاره میکند که میتواند در دلها زندگی ببخشد.