شمارهٔ ۱ تا ۳ ایرج میرزا
ایرج میرزا / رباعیها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
از شاعر به ملک التجار در طلب عهد وفای - ایرج:
اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد؟
الطاف ز حد و عِد برون تو چه شد؟
با آن همه وعدهها که بر من دادی
غاز تو چه شد؟ بوقلمون تو چه شد؟
ملک التجار:
ایرج ز خراسان طلب غاز نمود
باب طمع و آز به من باز نمود
غافل بُوَد او که غاز با بوقلمون
چون دانه نبود، جمله پرواز نمود
ایرج:
حیفست که خُلفِ وعده آغاز کنی
با شعر، مرا از سرِ خود باز کنی
با داشتن هزارها بوقلمون
از دادن یک بوقلمون ناز کنی
ملک التجار:
ای آن که سزد خوانم اگر شهبازت
طوطیست همی کلک شکر پردازت
چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر
هرگز ندهم بوقلمون و غازت
ایرج:
ای وعدهٔ تو تمام بوقلمونی
یاد آر از آن وعدهٔ در بیرونی
از آن همه ثروت وکیلآبادت
یک غاز به من نمیدهی ای کونی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، ایرج به ملک التجار انتقاد میکند که چرا وعدههایش را درباره دادن یک غاز به او عملی نکرده است. او از مکر و فریب ملک سخن میگوید و با بیان اینکه با وجود داشتن بوقلمونهای فراوان، باز هم از دادن یک غاز دریغ میکند، ناراحتی خود را نشان میدهد. ملک التجار نیز به شیوهای فریبنده، نارضایتی ایرج را نادیده میگیرد و به وعدههای بیعمل خود ادامه میدهد. در نهایت، ایرج از خلف وعده و رفتار ملک گلایه میکند و به او یادآوری میکند که با وجود ثروت فراوان، یک غاز به او نمیدهد.