نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ - ستایش شاه شجاع جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که شمع جمال تو در نظر دارد

ز آتش دل پروانه کی خبر دارد

ز مرهمش نبود سود دردمندی را

که زخم تیغ رقیب تو در جگر دارد

ز بی قراری زلفش قرار یافت دلم

به زیر سایهٔ او زآن سبب مقر دارد

فضیلتی که جمال توراست بر خورشید

فضیلتی‌ست که خورشید بر قمر دارد

چه طوطی است خط سبزت ای پری پیکر

که تکیه بر گل و منقار در شکر دارد

ز سوز عشق تواَم آتشی‌ست در سینه

کز اشک دیدهٔ چون ناردان شرر دارد

از آتش دل آشفتگان حذر می‌کن

که دود خاطر بیچارگان اثر دارد

نهال عشق که پرورده‌ام به خون جگر

کنون شکوفهٔ اندوه بار و بر دارد

اساس عمر من از پا در آورد ناگه

ز فتنه‌ها که سر زلف تو به سر دارد

به فتنه جادوی مستت خراب کرد جهان

عجب مدار کنون کز جهان خطر دارد

به دور معدلت پادشاه دین پرور

چگونه فتنه، کجا سر ز خاک بردارد

جلال دنیی و دین کهف ملک شاه شجاع

که صیت معدلتش ملک بحر و بر دارد

قضا ز نافذ امرش گرفت منشوری

قضا نفاذ در احکام این قدر دارد

شهی که رأی رزینش اگر رضا بخشد

نزاع خلقتی از میش و گرگ بردارد

جهان پناها آنی که وهم دوراندیش

ز درک پایهٔ تو کندی بصر دارد

که را به پایهٔ قَدرت رسید دست سخن

که بنده نیز در آن معرض این نظر دارد

ولی دعای تو چون واجبست بر جمهور

ز من خرد مگر این عذر معتبر دارد

علی‌الدّوام که چون راهبان ازرق پوش

فلک ز منطقه کهکشان کمر دارد

به بندگیت کمر بسته خسروان جهان

که خسروی جهان از تو زیب و فر دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساسات عاشقانه شاعر را نسبت به او بیان می‌کند. شاعر از سوز دل و درد زخم‌های عشق می‌گوید و تأثیرات عمیق عشق را بر زندگی‌اش توصیف می‌کند. او زیبایی معشوق را با خورشید و قمر مقایسه می‌کند و به طعنه نسبت به دشمنان و فتنه‌ها اشاره می‌نماید. همچنین، او به قدرت و تأثیر معشوق بر جهان و مردم اشاره دارد و عشق را به عنوان دردی عمیق و شیرین توصیف می‌کند که زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر به درگاه معشوق دعا می‌کند و به اهمیت و عظمت او در عالم اشاره می‌نماید.