نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

کرده‌ست مرا بی سر و بی سامان بخت

یارب که مباد هیچکس ویران بخت

من زار همی گریم و خوش می‌گویم

ای همنفسان دریغ آن سلطان بخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از حال و روز ناخوش خود به دلیل بخت بدش سخن می‌گوید. او به دعا و ناله می‌پردازد و آرزو می‌کند که هیچ‌کس دیگری نیز همچون او با بخت ویران مواجه نشود. در نهایت، از دوستانش می‌خواهد که بر بخت خوب و خوشی‌ها غم بخورند و افسوس بخت از دست رفته‌اش را بگویند.