نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - تقاضای کاه جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

که خواستم از تو زابلهی من

گفتی که رهیم نیست اینجا

ته تو نه رهی تو نه کاهت

ای عشوه فروش باده پیما

انبار و رهی چه حاجت ای خر

از مطبخ خاص خود بفرما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقش می‌خواهد که در دنیای پر از سرخوشی و خوشگذرانی به او کمک کند، اما معشوق می‌گوید که اینجا جایی برای او نیست و او نه راهی دارد و نه دلیلی برای پناه بردن. در ادامه، شاعر به او می‌گوید که نیازی به راه و انبار نیست و می‌تواند از نعمت‌های خود بهره‌مند شود. این شعر به نوعی نشان‌دهنده احساس تنهایی و ناکامی در عشق است.