شمارهٔ ۱۸ - تقاضا جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای کریمی که در جهان کرم
بخشش بی ریات عادت و خوست
میزبانی است تازه روی گفت
که همه پشت گرمی من ازوست
پشتم از خدمتت دوتاست چرا
رشتهای امید من یکتوست
لیکن از جان و تن همیکاهم
از بسی طعنه های دشمن و دوست
بخدا و رسول و کعبه اگر
این تقاضا ز بهر کهنه ونوست
بعد ازان ده قصیده غرا
این تقاضا بدین صفت نه نکوست
خود همه بادگیر این گفته
نه گل آید برون زباد از پوست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در شعر، شاعر به خداوند کریم و بخشنده اشاره میکند و ابراز میدارد که تمام امیدش به اوست. او از مشکلات و آسیبهایی که از سوی دوستان و دشمنان میبیند، سخن میگوید و در عین حال تأکید میکند که تقاضایش از خداوند خالصانه و از روی نیاز است. شاعر به این نکته نیز اشاره میکند که درخواستهای او نمیتواند به سادگی و بدون عمق معنایی باشد و همه چیز باید با توجه به حقیقت و درک صحیحی از نیازها مطرح شود.