نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ - وظیفه جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاعری را اگر دهی دشنام

بر تو آنرا وظیفه پندارد

ور قفائی خورد ز تو بمثل

سر سال آن قفا طمع دارد

بر امید وظایف مردم

شب نباشد که روز نشمارد

هر کرا راه و رسم این باشد

بر تو مرسوم خویش بگذارد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ارزش و بزرگی اسب به عنوان یک موجود باستانی و مهم در تاریخ بشری صحبت می‌کند. شاعری به نام خسروا در اصطبل به سر می‌برد و درباره اسب‌هایی از نسل‌های قدیمی، به ویژه اسب نوح پیغمبر صحبت می‌کند. او به اسب قدیمی می‌گوید که کی و کجا آمده است و اهمیت او را یادآوری می‌کند. شاعر به ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد این موجود اشاره می‌کند و به نقش اسب‌ها در فرهنگ و تاریخ انسان‌ها می‌پردازد.