بخش ۳۷ - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هم به هر قبه ای تو را روییست
هم به هر جانبیت پهلوییست
پهلوی راست سوی گلشن غیب
پهلوی چپ درین نشیمن ریب
در میان دو پهلویت پیوست
نفس دشمن نهاد کرده نشست
از چپ و راست جنس وهب و عمل
هر چه آید بری ز نقص و خلل
یا براندازش به حرص و هوا
یا بپالایدش به عجب و ریا
هر که باشد جز او چه جن و چه انس
چه ز جنس بشر چه دیگر جنس
یا گریزان شود به لاحولی
یا موافق به فعلی و قولی
لیک این نفس شوم بدکاره
که هم آغوش توست همواره
نه به تدبیر ازان توان رستن
نه به تزویر ازان توان جستن
در نگیرد بدو نه مهر و نه کین
سر اعدا عدوک اینست این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر به توصیف وجود نفس انسانی میپردازد که همواره در کنار انسان است و بر رفتار و اعمال او تأثیر میگذارد. او میگوید که نفس مانند دو پهلو عمل میکند؛ یکی به سوی خوبیها و دیگری به سمت بدیها. انسان در تلاش است که این نفس را کنترل کند، اما نمیتواند به سادگی از آن رهایی یابد. این نفس میتواند انسان را به خطا و گناه سوق دهد یا آن را به سمت خودپسندی و ریا ببرد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که هیچ تدبیری نمیتواند انسان را از این نفس بدکار رهایی بخشد و این دشمنی همواره در درون او حضور دارد.