نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر جامی

جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نبرد فعل را چه خیر و چه شر

آنچه گفتم ز اختیار بدر

آن بود اختیار در هر کار

که بود فاعل اندر آن مختار

معنی اختیار فاعل چیست

آنکه فاعل چو فعل را نگریست

ایزد اندر دلش به فضل و رشاد

درک خیریت وجود نهاد

یعنی آنش به دیده خیر نمود

کاید آن فعل از عدم به وجود

منبعث شد ازان ارادت و خواست

کرد ایجاد فعل و بی کم و کاست

درک خیریت اختیار بود

وان به تعلیم کردگار بود

هر چه این علم و خواست شد سببش

اختیاری نهد خرد لقبش

وانچه باشد بدون این اسباب

اضطراریست نام او دریاب

باشد از اختیار و قدرت دور

فاعل آن بود بر آن مجبور

همچو برگ درخت و شاخ شجر

که بجنبد ز باد شام و سحر

هر که در فعل خود بود مختار

فعل او دور باشد از اجبار

گرچه از جبر فعل او دور است

اندر آن اختیار مجبور است

ورچه بی اختیار کارش نیست

اختیار اندر اختیارش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره مفهوم "اختیار" و "نبرد فعل" است. نویسنده می‌گوید که همه اعمال انسان به اراده و انتخاب او بستگی دارد و او در هر کار مختار است. خداوند در دل انسان فهم خیر و نیکویی را قرار داده است، به طوری که فرد می‌تواند فعل خود را از وجود به عدم منتقل کند. این اختیار و شناخت خیریت به آموزه‌های الهی نسبت داده شده است. نویسنده همچنین اشاره می‌کند که هر عملی که بدون اسباب و علل صورت گیرد، به معنای جبر است و در این حالت فرد مجبور است، مانند حرکت برگ‌ها تحت تأثیر باد. در نهایت، تأکید می‌شود که اختیار واقعی در عملکردی است که فرد خود انتخاب می‌کند، و اگر انتخابی نباشد، نمی‌توان آن را اختیار نامید.