بخش ۵۱ - سؤال دیگر جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گفت شاها چو فعل و نیت من
هست بر وفق قابلیت من
قابلیت به جعل جاعل نیست
فعل و فاعل خلاف قابل نیست
هر چه قابل به حسن استعداد
خواست فاعل به غیر آنش نداد
چون شناسا شدم بدین معنی
دستم از کار داشتن اولی
آنچه در من سرشته شد ز ازل
چون نیاید جز آن به فعل و عمل
جنبش و فعل من چه کار آید
کوشش و سعی من چه افزاید
تا به کی روزگار فرسودن
خواهم از کار و بار آسودن
چون ندانم که پی به گنج برم
بی طلب در طلب چه رنج برم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به مسأله فعل و نیت خود اشاره میکند و بیان میکند که هر چیزی که از او سر میزند، بر اساس قابلیت و استعداد اوست. او معتقد است قابلیت انسان به خواست و اراده خداوند وابسته است و در نتیجه، هیچ کاری جز آنچه در تقدیر اوست، از او سر نمیزند. شاعر پس از درک این موضوع به این نتیجه میرسد که تلاش و کوششی که میکند، چه فایدهای دارد و چرا باید در عذاب و زحمت باشد وقتی نمیداند آیا به هدفش میرسد یا نه. او به دنبال آرامش و آسودگی از کارهای روزمره است.