نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۱ - در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختن جامی

جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جامی این وعظ و تلخگویی چند

خرده گیری و عیبجویی چند

شیوه واعظ آن بود که نخست

فعل خود را کند به قول درست

چون شود کار او موافق گفت

گر دهد پند غیر نیست شگفت

پای تا فرق جمله عیبی و عار

چه کنی عیب عمرو و زید شمار

زشت باشد که عیب خود پوشی

واندر افشای دیگران کوشی

کل به موی دروغ پوشد سر

که بود موی من چو سنبل تر

زند آنگه ز بس تبه گویی

طعنه بر شاهدان به کم مویی

شب عمرت به وقت صبح رسید

صبح شیب از شب شباب دمید

شیب کافورسای چون گردی

بر سرت بیخت گرد دم سردی

سردی آمد طبیعت کافور

چه کنی این طبیعت از وی دور

چرخ گردان جز این نمی داند

کاسیا بر سر تو گرداند

کس چو تو در سرای بیم و امید

ریش در آسیا نکرد سفید

منشین بیش ازین به زیر غبار

خیز و غسلی در آب دیده برآر

به طبیبان میار روی و مجوی

دارویی کان سیاه سازد موی

هست بهر بیاض موی علاج

پنبه برداشتن ز ریش حلاج

هست عیبی به هر سر مو شیب

اینک یک پیری و هزاران عیب

سالها گر تو در هنر کوشی

این همه عیب را چه سان پوشی

گشت موی سرت سفید چو شیر

شد زمانه تو را بشیر و نذیر

یا ز طفلی هنوز دیدت بهر

شیرت از سر گرفت مادر دهر

موی در سر سفیدی افکندت

سر مویی نمی شود پندت

می کنی از بیاض شعر اعراض

روز و شب شعر می بری به بیاض

گاه می خواهی از مداد امداد

می کنی شعر را چو شعر سواد

چون زمانه سواد شعر ربود

خود بگو از سواد شعر چه سود

شهر لهو است بگسل از وی خو

لیت شعری الی متی تلهو

چه زنی در ردیف و قافیه چنگ

کار بر خود کنی چو قافیه تنگ

هست نظمی لطیف عمر شریف

کش مرض قافیه ست و مرگ ردیف

دل گرو کرده ای به نظم سخن

فکر کار ردیف و قافیه کن

شعر بادیست کش کنند ابداع

از مفاعیل و فاعلات زراع

می کنی ز ابلهی و خودرایی

صبح تا شام باد پیمایی

کاملان چون در سخن سفتند

اعذب الشعر اکذبه گفتند

آنچه باشد جمال آن ز دروغ

پیش اهل بصیرتش چه فروغ

وادی شعر کی شود ذی زرع

گر نه آبش دهی ز منبع شرع

شعر مر شرع را چو فرع شود

چون نهد پا بلند شرع شود

ور ندارد ز عین شرع اثر

شعر نامش مکن که باشد شر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد واعظانی می‌پردازد که به عیوب دیگران اشاره می‌کنند در حالی که خود عیوبی دارند. او می‌گوید که اگر واعظی واقعا بخواهد پند بدهد، باید ابتدا به اصلاح خود بپردازد. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که سن و سال فرد باعث می‌شود که عیوب او بیشتر نمایان شود و شخص نمی‌تواند از این واقعیت فرار کند. همچنین به انتقاد از شعری می‌پردازد که خالی از معنا و در واقع بی‌پایه است، و تأکید می‌کند که شعر باید به اصول و مبانی شرع متصل باشد، وگرنه بی‌فایده است. در نهایت، وی به ارزش واقعی شعر و هنر پرداخت و یادآوری می‌کند که درستی و صداقت باید در هر کار هنری، از جمله شعر، مورد توجه قرار گیرد.