بخش ۱۵ - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد جامی
جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
توبه چون شیشه قضا آمد چو سنگ
شیشه را با سنگ نبود تاب جنگ
چون قضا با توبه آید سازگار
توبه را باشد بنایی استوار
ور نیاید سازگار او قضا
خوش نباشد جز به حکم او رضا
توبه ده توبه شکن هر دو قضاست
نسبت اینها به خود کردن خطاست
گر دهد توفیق توبه شکری گوی
ور نه عاصی وار راه عذر پوی
توبه از ماضی پشیمان گشتن است
وز معاصی حالیا بگذشتن است
عزم کردن کاندر استقبال هم
بر معاصی باشدت اقبال کم
گر به فرض این عزم تو ناید درست
کاختیار آن نه اندر دست توست
یکدم از اصلاح آن غافل مخسب
گرچه افتادی به گل در گل مخسب
عزم می کن کز گنه باز ایستی
جاودان با توبه دمساز ایستی
بو که فضل حق به ره باز آردت
یمن این عزم از گنه باز آردت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره توبه و رابطه آن با قضا و تقدیر است. شاعر میگوید که توبه مانند شیشهای است که در برابر سنگ (قضا) تاب مقاومت ندارد. اگر توبه با قضا سازگار باشد، مستحکم است، اما اگر سازگار نباشد، خوشایند نیست و تنها باید به حکم قضا راضی بود. توبه و توبهکنی هر دو بخشی از قضا هستند و نسبت دادن اینها به خود خطاست. شاعری به عزم و اراده در ترک گناه تأکید میکند و میگوید که توبه به معنای پشیمانی از گذشته و گذشتن از گناهان حال است. همچنین، هشدار میدهد که نباید از اصلاح خود غافل شد و باید همواره در تلاش برای ترک گناهان بود. در نهایت، شاعر نوید میدهد که اگر عزم و اراده بر ترک گناه داشته باشی، فضل الهی به تو کمک خواهد کرد و تو را به راه درست باز میآورد.