بخش ۲۳ - در مذمت فرزند ناخلف جامی
جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
اینکه گفتم حال فرزند نکوست
کش به اصل خویش پیوند نکوست
آن که باشد بد سگال و بد سرشت
در سرشت او هزاران خوی زشت
به بود کز سلک دوران داریش
پیش گیری شیوه بیزاریش
نوح را فرزند چون نااهل بود
فطرت او بر غرور و جهل بود
داغ بر وی لیس من اهلک کشید
روی بیرون رفتن از طوفان ندید
چون نباشد حال هر فرزند نیک
از خدا می کن طلب فرزند لیک
آنچنان فرزند کآخر در دعا
مرگ او جستن نباید از خدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به اهمیت سرشت و ویژگیهای ذاتی فرزندان میپردازد. او بیان میکند که فرزندان نیکو، پیوند خوبی با اصل و نهاد خود دارند، در حالی که فرزندانی که بدسرشت و بدزاد هستند، از آفات اخلاقی رنج میبرند. شاعر به داستان نوح اشاره میکند که فرزندش به خاطر نادانی و غرور از طوفان نجات نیافت. او در انتها تأکید میکند که از خدا باید درخواست کرد که فرزندی نیکو و شایسته عطا کند، بهخصوص فرزندی که در دعا و درخواستها باعث خیر و برکت باشد.