نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۵ - در صفت کمانداری و تیراندازی وی جامی

جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شه چو گشتی بعد چوگان باختن

چون کمان مایل به تیر انداختن

از کمانداران خاص اندر زمان

خواستی ناکرده زه چاچی کمان

بی مدد آن را به زه آراستی

بانگ زه از گوشه ها برخاستی

دست مالیدی بر آن چالاک و چست

تا بن گوشش کشیدی از نخست

گاه بنهادی سه پر مرغی بر آن

رهسپر کردی به هنجار نشان

گر نشان بودی ازین فیروزه سفر

نقطه ای بی شک شدی آن نقطه صفر

ور گشادی تیر پرتابی زشست

بودیش خط افق جای نشست

گر نه مانع سختی گردون شدی

از خط دور افق بیرون شدی

در سر تیرش نرستی از خطر

گاه صید آهو به پا، تیهو به پر

پی سوی مقصود بردی راست پا

همچو طبع راست محفوظ از خطا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفاتی از حال و هوای یک تیرانداز چابک و ماهر دارد که پس از باخت در چوگان، به تیراندازی روی می‌آورد. او با دقت و مهارت، کمان خود را آماده می‌کند و به پرتاب تیر می‌پردازد. شاعر به تعبیری، قدرت و دقت تیرانداز را ستایش می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که با وجود موانع سخت در مسیرش، او همچنان به هدف خود پایبند می‌ماند و سعی می‌کند تا به دقت و بدون خطا تیراندازی کند. این متن در نهایت به تلاش و تمرکز انسان برای دستیابی به اهداف خود پرداخته و اهمیت دقت و تلاش در این راستا را نشان می‌دهد.