نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - حکایت تیز بصری حسن بصری رضی الله عنه که نکته حکمت حجاج را در ظلمات ظلم او مشاهده نموده جامی

جامی / تحفة‌الاحرار / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

از حسن آن بصری نافذ بصر

نکته ای آرند عجب مختصر

کز دل غفلت زده گر دم فشاند

آن نفس پاک که حجاج راند

گفت فضولی که نه در بندگی

کش پی آن داد خدا زندگی

ساعتی از عمر به پایان برد

گرچه در آن ملک سلیمان برد

شاید اگر داغ به جانش نهند

مالش محرومی از آنش دهند

پیش وی آید المی جانگداز

سوزد ازان حسرت دور و دراز

همچو حسن هر که بود هوشمند

گوش کند از لب حجاج پند

حکمت نو یافته هر جا بود

گم شده خاطر دانا بود

گرچه بیابد به رهش بی طلب

گیردش از خاک به دست ادب

گوهر گنجینه جان سازدش

در صدف سینه نهان سازدش

جامی اگر خلق تو آمد حسن

از لب هر ظالم حجاج فن

نکته حکمت که رسد گوش کن

ظلم رساننده فراموش کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در مورد اهمیت گوش دادن به نکات حکمت و نصیحت‌های ارزشمند است. شاعر از حسن و بصیرتی صحبت می‌کند که می‌تواند انسان را از غفلت نجات دهد و به درک عمیق‌تری از زندگی برساند. او به این نکته اشاره می‌کند که اگر انسان در بندگی خدا باشد، حتی در موقعیت‌های دشوار هم می‌تواند از زندگی لذت ببرد. با اشاره به مثالی از شخصیت حجاج، شاعر بر اهمیت گوش دادن به دانش و تجربه کسانی که انسان را به درست‌اندیشی دعوت می‌کنند، تأکید می‌کند. او توصیه می‌کند که انسان از ظلم و بی‌عدالتی‌ها دوری کند و به حکمت و عقل تعقل نماید. در نهایت، این متن نشان می‌دهد که حتی در سخت‌ترین شرایط، حکمت و درک صحیح می‌تواند گنجینه‌ای ارزشمند برای زندگی انسان باشد.