بخش ۱۰۸ - مناجات در تقریب سماع جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای دل و دیده صاحبنظران
از خیالت به جمال دگران
روی در روی تو باشد همه را
چشم دل سوی تو باشد همه را
همه جا پرتو رویت نگرند
پا ز سر کرده به سویت گذرند
به هوای تو نشینند به هم
به تمنای تو بینند به هم
هر نوایی که به جایی شنوند
که ازان بوی وفایی شنوند
پای تا سر همگی گوش شوند
با غمت دست در آغوش شوند
آستین بر سر جان افشانند
دامن از میل جهان افشانند
بنده جامی نه ازان انجمن است
لیک در دامنشان دستزن است
مگسل دست وی از دامنشان
خوشه چینی دهش از خرمنشان
از نم زرق و ریا پاکش کن
در ره صدق و صفا خاکش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف چشمان و دلهای عاشقان میپردازد که همواره به خیال محبوب خود مشغولند. همه جا پرتو زیبایی او را میبینند و در آغاز عشق و محبت به یکدیگر مینشینند. آنها با شنیدن هر نوای خوشی، گوش فرادهند و به عشق او میرقصند. در این میان، شاعر به اهمیت صداقت و خلوص در عشق اشاره میکند و از خواننده میخواهد که از زرق و برق دنیا دوری کند و راهی صادقانه در پیش گیرد.