بخش ۲۴ - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه است جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای به توحید تو هر ذره گواه
نیست یک ذره به توحید تو راه
در رهت ذره ناچیز شدیم
کمتر از ذره بسی نیز شدیم
ما و بی حاصلی و نومیدی
که نه فضل تو کند خورشیدی
جست و جوی تو قرار از ما برد
ضعف تن قوت کار از ما برد
قوتی بخش که کاری بکنیم
به حریم تو گذاری بکنیم
جامی از کارگزاری مانده
نامه بیهده کاری خوانده
می کند از تو طلب قوت کار
تا شود در طلبت کارگزار
قوت کارگزاریش بده
سکه پاک عیاریش بده
نقد دین از غش و غل پاکش کن
دل ز آلایش گل پاکش کن
شد پریشان ز دو بینی کارش
روی در قبله وحدت دارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد توحید و شناخت خدایی است که در همه ذرات جهان حضور دارد. شاعر به ناچیزی و عدم توانایی خود اشاره میکند و از خداوند طلب قدرت و قوت میکند تا بتواند در راه او کار کند. او احساس میکند که بدون هدایت و فضل خداوند، تلاشهایش بیفایده است و به همین دلیل از خدا میخواهد که دلش را از آلودگیها پاک کند و به او قدرت کارگزاری عطا کند. در نهایت، شاعر به دنبال وحدت و یکپارچگی در وجود خداوند است و از او خواستار راهنمایی و قوت برای انجام کارهایش میباشد.